تبلیغات
دلگویه - سه و نیم بامداد است ... من از تاریکی میترسم ...

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
سه و نیم بامداد است ... من از تاریکی میترسم ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 10 بهمن 1393ساعت 13:32
کبوتر
ساعت سه و نیم بامداد است. اینجا همه‌اش شب است. اینجا از پشت پنجره های بخار کرده و خیس، چیزی جز تاریکی یک باغ بزرگ پیدا نیست . دوست داشتم ظهر باشد و آفتابِ روشنایی مستقیما بتابد روی همه ولی اینجا شب است. این‌جا که می‌گویم یعنی دنیایی متفاوت از میان سینه‌ام که عین همین آسمان سیاه ، تاریک شده است. دوست داشتم روزِ لبخند زیبایت باشد و گرمای نگاه‌ت. دوست داشتم تو باشی و ... دوست داشتم ...
دوست داشتم تو را با همه وجود احساس کنم ... دوست داشتم این بغض پنجره را بشکنم و باران ببارانم به روی این باغ درونم که جز سیب سیاه از آن محصولی نداشته ام ... دوست داشتم این بغض پنجره را بشکنم و باران ببارانم به روزهایی که نه لبخند زیبایت و نه گرمای نگاهت بر محصول اعمال تاریکم پیدا نیست ... من از تاریکی میترسم ...
  1.  رفته‌ام به جایی که حتی تصورش را هم نمیکردم اینقدر زود مرا بطلبد ... یک ساعت دیگر ...
  2.  سلام خدا
  3.  پست زماندار ... و خیلی های دیگر
مرتبط با : دلنوشته ها
تا اطلاع ثانوی امکان مشاهده دیگر نظرات مقدور نمیباشد ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 

 

ng',di

دلگویه