تبلیغات
دلگویه - شکلات شهر شام

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
شکلات شهر شام
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 30 شهریور 1392ساعت 06:01
دفترم . شکلات شهر شام
1+  در ادامه مطلب قرار دادم
بازم توراه برگشت به خونه بودم که دیدم چندتا از بچه ها تو کوچمون دارن بازی میکنن .معمولا تو جیبم چندتا شکلات دارم تا اگه بچه ای رو دیدم دلشو شاد کنم . اول به محمد و بعد رضا و بعد چندتا دیگه که اسمشونو هم نمیدونستم دادم ... فقط یه شکلات اضافه اومد که اونم خودم گذاشتم تو دهنمو همراه با اونا خوردم . همین لحظه بود که یه پسر کوچولوی دیگه که خیلی خیلی خوشگل بود اومد تو کوچه ... چنان با حسرت داشت نگاه میکرد که بدجور دلم سوخت و خیلی از خودم بدم اومد آخه اونی که داشتم میخوردم سهم اون بود ... اون لحظه ای که داشت می اومد طرفم تا ببینه باز شکلات دارم یا نه رو هیچوقت یادم نمیره ... خیلی وحشت کردم که الان چی بهش بگم که ناراحت نشه ... قبل این که حرفی بزنه و چیزی بپرسه ازش معذرت خواهی کردمو بهش قول دادم که ایندفعه حتما یکی از اون شکلاتایی که خودمم خیلی دوست دارمو براش بیارم ... به نظر هنوز ناراحت بود ولی یکمی راضی شد ...شب که داشتم این ماجرا رو واسه یکی تعریف میکردم یه دفعه یاد ماجرای خرابه های شام افتادم ... یاد اونجایی که همه میگفتن ما بابا داریم و تو نداری؟ یاد دلتنگی ها و حسرت نگاه کردن به بابا های بچه ها ... یاد اون لحظه هایی که رو میکنه سمت عمش و میگه من بابامو میخوام ... به یاد لحظه ای که چه بی رحمانه آرومش کردن ... وقتی یادم میاد اون کوچولو هم باباش فوت شده اعصابم خیلی خورد میشه ... واسه همین صبح زود که واسه خرید نون از خونه زدم بیرون اولین کاری که کردم این بود که برم چندتا شکلات بگیرمو یه دونه رو مخصوص اون کوچولو ... صبح سر کار بودم ولی بعداز ظهر همین که از پنجره خونمون دیدمش چنان خوشحال شدم و چنان باعجله رفتم که نفهمیدم کی رسیدم پایین و پیششم . وقتی دید به قولم عمل کردمو همونی رو که میخواست واسش آوردم یه لبخند قشنگی زد که نگو ... هنوزم که هنوزه وقتی چشامو میبندم لبخند اون میاد تو ذهنم . خیلی دلم میخواد برم سوریه حرم خانوم رقیه ... خدا لعنت کنه هرکسی رو که نمیذاره به  بارگاهش برسیم . آمین
تا اطلاع ثانوی امکان مشاهده دیگر نظرات مقدور نمیباشد ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 

 

ng',di

دلگویه