تبلیغات
دلگویه - مطالب شهریور 1392

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
شکلات شهر شام
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 30 شهریور 1392ساعت 07:01
دفترم . شکلات شهر شام
1+  در ادامه مطلب قرار دادم
عشق حرم
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 26 شهریور 1392ساعت 17:26
عکس حرم
میره از وسط بین الحرمین زنگ میزنه ، دیگه فکر دل ما رو نمیکنه ...
بدجور هوای حرم این روزا داغونم کرده ...
یه آدم چقد صبر داره ...
هر شب عشق
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 18 شهریور 1392ساعت 01:14

شبانه عاشقی
یه شبایی رو هوس میکنم با خودم عاشقی کنم ، واسه همین چراغا رو خاموش میکنم و میرم لب پنجره اتاقم میشیم ، اگه آسمونش هم پر ستاره باشه که عالیه ... تکیه میدم به دیوارو پاهامو رو طاق دراز میکنم . به باغی که دقیقا جلوی اتاقمه خیره میشم ؛باغی که پشت دیوار های خونمونه و توش پر از گیاه و خوردنی هاست ... هرچند همه جا رو تاریکی در خودش بلعیده ولی مهتاب از اون بالا کمی روشن کرده زمینو ... هندزفری رو میذارم تو گوشمو آهنگ های سامی یوسف که بینهایت دوسش دارمو گوش میدم . مخصوصا این آهنگشو  که حتی اگه ساعت ها بهش  گوش بدم باز هم قانع نمیشم ، وقتی همه جا تاریکه تاریک باشه و این صدا با تموم قدرت تو گوشت پخش بشه خیلی آرامش میده به آدم . درسته که فارسی نمیخونه ولی صدای زیبایی داره و با ریتم خاصی هم داره پروردگارشو صدا میزنه که بهم انرژی میده... هر از گاهی هم یه نسیمی میادو میخوره به صورت که خوابو از آدم دور میکنه... اینجاست که تازه سرمو از درخت انجیری که شاخو برگش دقیقا جلوی صورتمه و کم مونده از پنجره بیاد تو اتاقم ، بر میگردونمو  غرق در زیبایی ماه و ستاره های آسمون میشم... اونقدر زیباست که انگار خدا این بالا نقاشی شده...  گاهی هم تا صبح بیدارمو منتظر طلوعی میشم که از پشت درخت های روبه روی من خودشو نشون میده ...

1+دانلود Download | دانلود با لینک مستقیم و کیفیت بالا
2+ تا حالا فقط یه بار خوابم برده و نزدیک بود از این بالا پرت شم پایین
3+ خدایا هزار مرتبه شکرت ...
شکر خدا
در انتظار جواب...
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 9 شهریور 1392ساعت 03:50
زیر باران
صدا میکنم...
 تا ببینی مرا...
گره میزنم نگاه خودم را به لب های تو ...
تکانش بده...
که این انتظار...
میکُشد آخر مرا...

فال حافظ
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 7 شهریور 1392ساعت 02:27
فال حافظ
یکی از دشوار ترین روزهای زندگیم را امروز سپری کردم. گیج بودم از آینده ای که نمیدانستم چه میشود. با دلی پر از دلشوره و با نگاهی ترسان به سوی خیابان ها قدم نهادم. هم پشیمان بودم و هم گیج که خدایا چرا و چگونه؟؟؟ آیا این هم خود حکمتی دارد یا باز هم قرار است تکرار شود روزگار تلخی که قرا بود فراموشش کنم؟؟!!! همیشه از سر پیچ با سرعت و بی توجه عبور میکردم. اما این بار نگاهم به مرد کهن سالی که گوشه خیابان و با قفس دو پرنده زیبا که در دست داشت و بسته ای از کاغذ های رنگین که جلویشان بود افتاد. به فال حافظی که از گوشه خیابان و اینگونه تهیه کنم زیاد اعتقاد نداشتم و هنوز هم ندارم اما دل را به دریا زدم و برای اولین بار با جان و دل یک فال از او گرفتم .
1+ متن فال در ادامه مطلب
2+ آیا عاقبت من نیز دقیقا همین میشود یا چیزی کاملا متفاوت با این است
3+ دیشب خبردار شدم دقیقا همان خوابی که دیده بودم تعبیر شده،کارم به شدت سختتر شده
4+ خدایا تورا شکر به خاطر تمام لحظه به لحظه زندگیمان ... به امید خودت

کاش که نمی رسیدیم ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 5 شهریور 1392ساعت 05:06
دفترم,راه برگشت
کل روز فعالیت کرده بودیم و خسته و کوفته واسه برگشت سوار ماشین شدیم.فکر میکردم بازم مثل راهِ رفت که فقط میگفتیم و میخندیدیم الان هم لابد همونجوری میشه؛غروب بود ...جمعه بود... نمیدونم چیشد ولی علیرضا با اون صدای آرومو دلنشینش شروع کرد به خوندن؛همون بیت اول رو که خوند همه هوایی شدن. اسم امام زمان حال همه رو عوض کرد. دلم از مدت ها پیش گرفته بود؛ شاید واسه همینم باشه که یه وقتایی ناخودآگاه و بی اختیار اشک میریزم،وقتی بدونی برای چندمین بار موقعیتی واسه رفتن به مشهد جورشده ولی بازم فقط تویی که نمیتونی بری آتیش به جونت میزنه ... فکر کردن به این که چرا آقا نمیخواد پا تو شهرش بذاری و تاکی باید منتظر جوابش باشی داغون میکنه آدمو . محمد هم خیلی خوب خوند.صدای گریه های بچه ها مخصوصا محمدامین منو به خودم آورد که تنها من نیستم که دلم گرفته.گریه های من همیشه بیصداست در حالی که اون از ته دل گریه میکرد.خوش به حالش که این قدرتو داره تا خودشو راحت خالی کنه.شایدم واسه همینه که همیشه آرومه، چقدر دلم میخواست این فضا تا صبح ادامه داشت ولی حیــف که رسیدیم و رسیدیم ... کاش که نمیرسیدیم
 

 

ng',di

دلگویه