تبلیغات
دلگویه - مطالب فروردین 1393

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 28 فروردین 1393ساعت 16:25
تلوزیون,دفترموقتی مشغول نگاه کردنش باشی خاموش میشه و لحظاتی بعد روشن میشه و شبکه ی دیگه ای رو نشون میده . با این که گاهی وقتها تصویری رو نشون نمیده اما اگه نگاهی بهش نشه صدای اسپیکر هاش گوش همه رو کر میکنه و متأسفانه راهی هم جز تحمل کردنش نیست . اینا مشخصات تلوزیونیه که کنترلی نداره . یه همچین وسیله ای حتی اگه مفت باشه باز هم کسی حاضر نیست همچین چیز ترسناکی رو وارد خونش کنه و هیچ کس علاقه ای به این وسیله و یا حتی شخصی که کوچکترین کنترلی رو خودش نداره نشون نمیده ... هستن آدم هایی که با این تلوزیون ها هیچ فرقی نمیکنن . و شاید بدتر از اینها هم باشند که صد درصد بهتر نیستند . اگه باور ندارین کافیه فقط برای چند دقیقه دست دوستاتونو بگیرینو برین به بهزیستی های معلولین شهرتون ... فرشته هایی رو میبینید که برای بقیه چندش آورن ...
1+کاش یه وقتایی خودمونو جاشون بذاریم ...
2+ به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
فریدونکنار
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 28 فروردین 1393ساعت 15:50
[http://www.aparat.com/v/b4EL9]
بدون شرح
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 27 فروردین 1393ساعت 17:14
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/img/bi_sharh/01.jpg
معراج شهدا ... کربلا ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 6 فروردین 1393ساعت 12:20
معراج شهدای شهید محمودوندمعراج شهدا ... شهید محمودوند ... دیدار اول در کمتر از یک ربع ... بیشتر از پنجاه تکه استخوان فرشتگان در یک قدمی ما ... صدای مویه مادران شهید از پشت پرده ... اشک بچه ها ... نماز من ... نماز بچه ها ... اشک من ... کنار شهدای گمنام تازه خودمو پیدا کردم ... رفتیم ... دلم موند ... انتهای ماشین غرق در دنیایی دیگر ... روز آخر ... اصرار بچه ها ... معراج شهدا ... دوباره اشک ... دوباره هق هق گریه ها ... شهید مصطفی ردانی پور ... به هر طرف نگاه میکنم تصاویری میبینم که در ذهنم هک شده ... اما هرکاری میکنم نمیتونم حتی کلمه ای از اون لحظه هارو توصیف کنم ... یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود "بعضی از حس هارو نمیشه نوشت ... باید زندگی کرد" ... و چقدر زیباست که دو روز مانده به اتمام زمان ... زندگی را با شهید آغاز کنی ...
1+ گم کردم اگر تو جستجویم نکنی
2+ همه نظراتی که تایید نکردمو بعدا در وبلاگ خودشون جواب میدم ...(93/1/19)
3+ یاد بگیریم واسه همدیگه دعا کنیم ... واسه منم دعا کنید ... واسه همه دعا میکنم(93/1/19)
4+ایشالله چندروز دیگه دوباره برمیگردم...  یا علی(93/1/19)
5+ برای مشاهده تصویر بزرگتر روی عکس روبه رو کلیک کنید ... با تشکر از سندس
 

 

ng',di

دلگویه