تبلیغات
دلگویه - مطالب مذهبی

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 8 مرداد 1394ساعت 09:19

شهید مسلم رسولی - فریدونکنار

دلم گرفته،بازم چشام بارونیه،وای،وای،وای
خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه،وای،وای؛وای
خوش اومدی،مسافر من،خسته نباشی پهلون
پرستوی مهاجر من،صفا دادی به شهرمون

وعده ما ... شنبه 17 مرداد از ساعت هشت صبح ... فریدونکنار
شهید مسلم رسولی کناری

از میان مؤمنان مردانى‌اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند.
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 3 مرداد 1394ساعت 05:34
احزاب 23

مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِ‌جَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ‌ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿الأحزاب ٢٣﴾
از میان مؤمنان مردانى‌اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین‌] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نكردند. 

مرتبط با : مذهبی
ای یار دلسوز آن کس که دلسوزی ندارد ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 19 تیر 1394ساعت 09:20
نیایش
  1. یا حَبیبَ مَنْ لا حَبیبَ لَهُ، یا طَبیبَ مَنْ لا طَبیبَ لَهُ، یا مُجیبَ مَنْ لا مُجیبَ لَهُ، یا شَفیقَ مَنْ لا شَفیقَ لَهُ،  یا رَفیقَ مَنْ لا رَفیقَ لَهُ، یا مُغیثَ مَن لا مُغیثَ لَهُ، یا دَلیلَ مَنْ لا دَلیلَ‏ لَهُ، یا اَنیسَ مَنْ لا اَنیسَ لَهُ، یا راحِمَ مَنْ لا راحِمَ لَهُ، یا صاحِبَ مَنْ لا صاحِبَ لَهُ
  2. به پناه تو می‌روم، خداوندا! ... از دوست نیرنگ‌باز ، که ... با چشمانش مرا می‌نگرد ... و با دلش مرا می‌پاید ... اگر کار نیکی بیند آن را پوشیده می‌دارد ... و اگر کار بدی بیند آن را آشکار می‌سازد. "از کتاب نیایش های پیامبر"
مرتبط با : مذهبی
التماس دعا
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 18 تیر 1394ساعت 20:32
امام رضا
مرتبط با : مذهبی
بگذار و بگذر
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 19 خرداد 1394ساعت 10:02
بگذار و بگذر
کاش از سکوت های در هم آمیخته میگذشتیم و به آنسوی نادیده ها و ناشنیده ها سفر میکردیم . آنسویی که هر دمش شوق و طراوتی دگر است.هر قدمش روشنایی تازه ای به حیات آدمی می افکند. . و فقط اندکی از "من" رد شدن میخواست تا بدانچه هرکسی را باید رسیم، و ما نیز به والا هدفمان دست یابیم. . اما دریغ از لحظه ای درنگ بر سر خود و آنچه را عبد گشته ایم. . واقعا چیست یا چه چیزهایی است آنان که لایق تنها گذرند، بدون اندکی نظر؟! .  کاش متوجه بودیم به آنچه مرتکب میشویم و اینقدر از رهایی ها سرخوش نبودیم...کاش...

آقای ماه1+ از آقای ماه
2+  کاش از سکوت های در هم آمیخته میگذشتیم و به آنسوی نادیده ها و ناشنیده ها سفر میکردیم
3+ میگذارم و میگذرم ... کربلا کربلا ما داریم می آییم ...
4+ و بسیار است حرف هایی که نمیشود نوشت ... به چهره آقای ماه نگاه کن ...

سه گل فاطمی فریدونکنار
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 2 خرداد 1394ساعت 05:59
کربلایی حسین فلاحتی
سه گل فاطمی فریدونکنار

  1. خوشا به حال خادمین الحسین ... که حتی وفاتشان را عید میدانند ... گریه
  2. درگذشت کربلایی حسین فلاحتی رو به همه دوستام تسلیت میگم ...ناراحت
  3. خدایا ، ... 
دستم را بگیر امروز ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394ساعت 12:26
یا حسین
آقا امام حسین ، سلام ، دلم میخواست این هفته هم باز نام تو را ، که از صدای دسته جمعی بچه ها بیرون میزد و آسمان را عطر افشانی میکرد ، می بوسیدم و آنقدر از این چشمه بوسیدن ها سیرآب میکردم خودم را که دیگر در این مدتی که از هیئت دورم ، دیگر تشنه آن چشمه نام تو نشوم ، و دیگر دلتنگی هایم وقتی از هیئتی که به نام شماست مرا هدف گیری میکنند، تا این حد زخمی نشوم ... اما امروز با این که تنها دو روز است که از فریدونکنار بیرون آمده ام ، احساس میکنم تشنگی و عطش دارد مرا از پای در می آورد؟؟
میدانی با همه آلودگی هایم که تمام وجودم را گرفته ، اما افتخارم این است که حسینی هستم و با این که نالایقم ، اما به خادم بودنم افتخار کرده و میکنم ... به مجالس عزای شما احترام خاصی قائلم و تا به حال تمام تلاشم را کرده ام تا هر قدمی که بر میدارم برای شما باشد ... خیلی کوتاه عرض میکنم ... دوباره در حال پیمودن مسیری هستم که خاک و زمین آن باتلاقی است و راه رفتن در آن بسیار خطرناک و مشکل است ... خواستم بگویم لطفا در همین مسیری که با اذن شما قدم در آن نهاده‌ام ، اگر در باتلاق نا امیدی و یا شکست گیر کردم ، و از ادامه راه به خاطر ضعف ایمانم منصرف شدم ، دستم را بگیری و نجاتم دهی که با قوت بیشتری نه این که راه بروم ، بلکه بدوم ... دوست داشتم و دارم که دعای شما و همه آنهایی که مرا می بینند و احساسم میکنند پشتم باشد ... دلم به شما گرم است که راه میروم ... دستم را بگیر امروز ...
  1. آهای همه ، لطفا دعایم کنید
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 8 فروردین 1394ساعت 15:31
رباب - شیر خوارگان


دیگر ز یادت این غم سنگین نمی‌رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی‌رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی‌شود
این گریه‌ها برای تو اصغر نمی‌شود


( تعداد کل صفحات: 7 )

[ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]




 

 

ng',di

دلگویه