تبلیغات
دلگویه - مطالب مذهبی

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
آیت الکرسی + صوت زیبا
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 4 فروردین 1394ساعت 12:31
آیت الکرسی

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَ‌زَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ  ۗ وَالْكَافِرُ‌ونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾ اللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ ۗ  مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْ‌سِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ﴿٢٥٥﴾ لَا إِكْرَ‌اهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّ‌شْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَكْفُرْ‌ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْ‌وَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿٢٥٦﴾ اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ ۖ وَالَّذِینَ كَفَرُ‌وا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِ‌جُونَهُم مِّنَ النُّورِ‌ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ‌ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢٥٧﴾
ریشه در دل می‌کند خاری که در پا می‌رود
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 3 فروردین 1394ساعت 03:57
فریدونکنار
هی کلمات را از این دست به آن دست میکردم تا ریز هایش را بریزم دور و تنها درشت هایش را که وقتی در بغض گلو گیر میکند حتی نفس کشیدن هم سخت میشود را ، خالی کنم روی اولین صفحه از سالنامه نَودو چهاری که قرار است کمی متفاوت باشد با سالهای قبلتر ... دوست داشتم صفحه اولم را اینچنین بنویسم که آیا ما حق نداریم در این تفاوت ها دلتنگتان باشیم؟؟ یعنی هر لحظه یادمان بیاید هزار و سیصد و نود و چهار سال گذشت از نسخه‌ای ، که کامل و شفابخشش را قرار است شما برای بشریت تجویز کنید . که ما هم مثلا توی این چند سالی که عمر میکنیم ، توی همه این فرازها و نشیب‌های دنیای بی‌رحم و نامردِمان که هی خودمان را به این در و آن در زده‌ایم و دلمان به این خوش بوده و هست که داریم با این مراسمات مذهبی و انواع کارهای فرهنگی مقدماتش را فراهم می‌کنیم و داریم نسخه آزمایشی‌اش را اجرا می‌کنیم. برای روزی که نو بشود، که شما قدمتان را روی چشمانمان بگذارید و بیایید . که به چشم ببینیم رویای خلافت صالحان به حقیقت پیوسته ، که مثل وعده های قرآنی خوف مان به امن تبدیل بشود ، که مهم ترین و زیباترین اتفاق زندگی بشریت رخ بدهد و دوباره از صفر شروع تاریخمان بشود آغاز حکومت جهانی شما ... که انشالله اگر لیاقت داشته باشیم دیگر سال هزار و سیصد و نود و پنج هیچوقت به وجود نیاید و درتقویم هایمان بنویسند سال اول مهدوی
  1. بسم الله الرّحمن الرّحیم
    عَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً.
  2. در طریق عشق، خار از پا کشیدن مشکل است / ریشه در دل می‌کند خاری که در پا می‌رود / صائب تبریزی
  3. سالروز شهادت شهید علی خلیلی گرامی باد
الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 25 دی 1393ساعت 12:11
حاج محمود کریمی

الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را / بده از جام مشتاقی شرابی مرد افکن را / بریز از گوشه‌ی صهبا شرابی از خم بالا / که با یک جرعه‌اش از پا بیاندازد تهمتن را / تو خورشیدی و من کورم تو نزدیکی و من دورم / بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را / چو چشم خویش وا کردم هوای کربلا کردم / به گوشم با اذان گفتند تکلیف معین را / خدا را شکر یا مولا شده تقسیم بین ما / ز تو منت گزاری  و زمن منت کشیدن را / من بیچاره مدیون امیرالمومنین هستم / دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم / بسم الله روح البقا / بسم الله شیرین لقا / بسم الله شمس الضحی / بسم الله عین الیقین / این کیست این ، این کیست این / این عشق طوفانیست این / این ذکر ربانیست این / این گوهر جانیست این / جان جانانیست این / آیات قرآنیست این / بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا / ای ساکن کرب و بلا / یابن امیرالمومنین
بی تو دنیا معنا نداره
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 19 دی 1393ساعت 01:56
حاج محمود کریمی - محمود کریمی - مداحی

بی تو خشکم خاکم خرابم / بی تو هیچم سردم سرابم / باتو خوبم خیرم ثوابم / بی تو آهم دردم عذابم / بی تو خرابم / مولانا حسین / بی تو دنیا معنا نداره / بی تو عالم آقا نداره / آقا هرکس بی تو بمونه / عشق و دین و دنیا نداره / آقا نداره / مولانا حسین / باتو شورم سوزم گدازم / باتو معنا داره نمازم / آقا هرجا تنها شدم من / باتو گفتم راز و نیازم / من غیر تو کسی ندارم / مولانا حسین
صد مرده زنده می‌شود از ذكر یا حسین
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 16 دی 1393ساعت 06:23
سید حسین میرانی

روضه هر چه بخوانند، شعر جان‌دار هر چه بخوانند، سینه‌زنی هر چه پرشور باشد، مداح و سخنران هرچه نفس‌ش حق باشد، مراسم متعلق به وجود نازنین هر معصومی که باشد، هیچ کجای مراسم مثل آنجایی که ذکر حسین‌حسین می‌گیرند، نمی‌شود. یعنی هر چه لذت است در این نام زیباست. هر چه پاکی‌ست در این نام است. هر چه می‌خواهی دلت سیاه باشد، نام حسین علیه السلام تو را خواهد لرزاند، تکرار این اسم چهار ستون بدنت را خواهد لرزاند و اگر توفیق بدهند، حسین علیه السلام تو را ویران خواهد کرد و تو را به آسمان‌ها خواهد برد . یعنی تکرارش به تو حس خوب "کسی را داشتن" خواهد داد. کسی که هوای تو را خوب دارد. کسی که تو را حتی در عین سیاهی فراموش نخواهد کرد. کسی که آقاست! ...همان آقایی که مرا از کودکی پناه داد ... دوستش داریم ... زیاد
  1. دلم برای عرق ریختن در مسیر حسین علیه السلام تنگ میشود ...
  2. دانلود نوا
شاید این جمعه بیاید
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 3 دی 1393ساعت 16:20
امام زمان
  1. ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش.تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد.ببوسم خاک پاک جمکران را . تجلی خانه پیغمبران را . خبر آمد خبری در راه است . سرخوش آن دل که از آن آگاه است . شاید این جمعه بیاید شاید . پرده از چهره گشاید شاید
  2. یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
    یاد كن روزی را كه هر گروهی را با پیشوایان فرا می‎خوانیم.
    (اسراء/71)
    ما را به نام تو بخوانند ... می شود یعنی؟
  3. سال گذشته در همین تاریخ پستی نوشته شد بانام  اتوبوس شب با خواندنش خاطراتم زنده شد
مولای مولای السلام
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 11 آذر 1393ساعت 12:34
اربعین - دلگویه - اربعین
با اشک و غم هم رازم و... می سوزم و می سازم ... یعلم الدمع و الحزن سرّی... یحترق وجودی و أنا أصبر علیه ... می خوانمت شب تا سحر ... و أنادیک طول اللیل ... دلتنگم ای کرب و بلا ... در اربعین دیدار ما ... یا کربلاء! لقد ضاق صدری... موعدنا فی یوم الأربعین ... باعاشقان روی حسین ... مع عشّاق الحسین ... با زائران کوی حسین ... مع زائری مقام الحسین ... می آیم آخر سوی حسین ... سآتی إلی الحسین أخیرا ... لبیک یا مولا یا حسین ... شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى ... دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد ... لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَة ... چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است ... أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی ... و دَكَّ نَوْحِی مَسْمَعِی ... اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد ... إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی! ... هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید ... نارُ اشتیاقی، كمْ تَصْطَلِی! ... ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری! ... لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟ ... آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟ مولای مولای السلام ... سلام ای مولای من ... هُنَا الأَسى كُلُّ الأَسى ...هُنَا الصِغارُ و النِسَا ... اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست.. اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند ... هُنَا النُجومُ الزَاهِرَةْ ... اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند ... مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ ... تَدعو إلى التَّفَجُّعِ ... این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند .... و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند ... یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ ... ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟ ... فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا ... این مصیبت از تصور فراتر است ... هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى ... این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است ... علیكَ مولای السلامْ ... ای مولای من سلام بر تو ... إلیكَ آتٍ سَیِّدی ... الأربَعینُ مَوْعِدِی ... مولایم، به سوی تو رهسپارم..... میعاد ما اربعین است ... ذِكراكَ أحلى خاطِرَة ... یاد تو شیرین‌ترین خاطره است ... جابرُ قدْ جاءَ معی ... یَأخُذُنی للمَصرعِ ... جابر با من آمده است.... و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند ... عندكَ یا مولایَ المُنى ... مولای من! آرزوهایم نزد توست ... ظُلْمَةُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا ... تاریکی روحم به روشنی می گراید ... كُلُّ وُجُودی لكَ انحَنى ... تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند ... مَوْلای مَوْلای السَلامْ ... سلام ای مولای من
  1. اینجا دریایی از اشک  برای اربعین و کربلا موج میزند ... هرکس حالم را درک میکند و اربعینش را کربلاست ... وقتی بوی متفاوتی از خاک را حس کرد ... دعایم کند ... 
  2. این نوا منو دیوونم کرده ... با کیفیت بالا تر دانلودش کنید = لینک دانلود
اشتباهات دوست داشتنی
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 6 آذر 1393ساعت 00:05
دومینو
مادری دارم که اهل یکی از روستاهای آمل است ... و کمی هم بی سواد ... در این حد که موقع شماره گیری چهار رقم آخر تلفن ، به جای فشار دادن عدد 2 اشتباهی 5 را میگیرد و همین میشود شروع یک داستان جالب ... خانومی که جواب مادرم را از کیلومتر ها آنطرف تر میدهد دقیقا همنام کسی است که مادرم با او کار داشت ... حال تصور کنید که این دو با این که میدانند تماس اشتباهیست ، مدتی با هم صحبت میکنند و در بین همین صحبت‌ها هم مشخص میشود که این دو از اقوام بسیار دور هم هستند و... ، نتیجه این تماس هم این میشود که من چند دوست جدید پیدا کنم ... مهمانی رفتن و مهمان داشتن در خانواده  زیاد تر شود ... کمی به فکر گذشتگان و اموات و یادگاری ها و آلبوم عکس های واقعا دیدنی هم بیافتیم و از همه مهم تر این که یک دختر خانوم با یک آقا پسری در همین مهمانی رفتن های دوطرفه کارشان به ازدواج میکشد و خدارا شکر امروز یک بچه هم دارند و به نظر میرسد که خوشبخت هم باشند ...
شاید آن لحظه که مادرم در حال مکالمه با آن خانوم پشت خط بود ، هیچ کس حتی خودش هم چینین تصوری را نداشت که در آینده چه اتفاقات نیکی از پس این اشتباه بیرون بزند ... دقیقا مثل فوتبال امروز ... که هرچه ما خطا میکردیم و به جای آن که تیم مقابل با استفاده از این خطا به دروازه ما حمله کند و گل بزند ، نتیجه حمله اینچنین میشد که توپ در دروازه خودشان مینشست 2 ... به همین راحتی ... درضمن بسیار هستند کسانی را که مادر خود میدانم ... و آنان مرا فرزند خود
  1. با خودم میگویم ، تا به حال چه قدر موقعیت ها را ناخودآگاه خراب کردم که از قضا بعد همان اشتباه اتفاق های خوبی رخ داد ولی من بیخیال از کنار آن گذشتم ، حتی بدون آن که شکر گذار حکمت های خدای متعال باشم؟؟؟
  2. هدفم از نوشتن بند دوم این بود ... که گاهی دیگران منتظر مینشینند تا خطایی از ما ببینند و با تمام قدرت به ما حمله کنند ... هرچند خدا همیشه هوای بنده های خود را دارد ... مراقب خود باشیم ...
مرد خدایی "شهید همت"
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 4 آذر 1393ساعت 12:45
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/img/498.jpg
شهید همت: از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپا خیزید و اسلام خود را دریابید. انسان یک تذکر در هر 4 ساعت به خودش بدهد، بد نیست. بهترین موقع بعد از پایان نماز، وقتی سر به سجده می گذارید، مروری بر اعمال از صبح تا شب خود بیندازد، آیا کارمان برای رضای خدا بود؟؟
منبع: shohada-1334.blogfa.com
  • بی ربط نوشت : وقت شمردن جوجه‌هاست، آخر پاییز؛ و توافقی که وعده‌اش گوش‌هایی را کر و چشم‌هایی را کور کرده است. مانده‌ایم چه بخوانیم، «بادا بادا مبارک بادا …» یا «…».
شور پایانی هیئت
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 5 آبان 1393ساعت 00:35
هیئت امام حسین فریدونکنار

بازلال اشکم با دخیل پرچم میام بسوی تو تویی اسم اعظم , ضریح تو غرق نور خدا بیرق تو آقا قبله نما دل من اسیر کرب و بلا , کرب و بلا قبله ی ما ، سعی و صفا , شیدای شب های جمعه ی حرمه قلبی که عمریه معتکفه غمه , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , واسه دل تنگم تویی که قراری خزون خزونم بهار بهاری , تویی که بهاری واسه دلم بذلر کبوتر شم تا بپرم بیامو بشینم کنج حرم , کنج حرم مونده دلم چشم ترم , چشم براه زیارت می مونه آقا ، تاجون دارم می خونم به عشق شما , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , تو راه سعادت هستیم با ولایت با امام عصریم به عشق شهادت , اهل شهادت بودیم ازلی جوونیو می دیم پای ولی یرباز غیور سیدعلی , دست خدا برسرما سیدعلی  , رهبرم میدونی شهر من دلیره چون که الگوی من حاج حسین بصیره , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , غروبا به یاد رفقا می مونم کنار شهیدان ازغصه می خونم  , نوری بوده تو چشمای شما حسینی بوده سیمای شما خالیه تو هیئت جای شما , از جمع ما رفتید و ما موندیم تنها , باعکسی که اشک چشمارو میریزه محسن و محمد صادق عزیزه , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا
شاعر: ابولقاسم سیفی
1+  شور پایانی بچه های جنت در شب های محرم  2+ سخن تصویر: همیشه در یاد محمدیم ... بچه های جنت


( تعداد کل صفحات: 7 )

[ ... ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]




 

 

ng',di

دلگویه