دلگویه گویشی متفاوت از دل,دفترم,اوقات شرعی,فریدونکنار,بچه های جنت,دلنوشته,شهید آوینی,نماهنگ http://delgooyeh.ir 2017-08-16T19:01:43+01:00 text/html 2017-05-10T09:54:09+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب سایه ها http://delgooyeh.ir/post/802 <div align="justify"><div align="center"><span title="Edited"><span><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/800.jpg" alt="" border="0" align="bottom" hspace="0" height="390" width="616" vspace="0"></span></span><br><span title="Edited"><span></span></span></div><span title="Edited"><span>برایش نوشتم : چه حرکات قشنگی</span></span><br><span title="Edited"><span>نوشت: </span>فکر<span> نمی کردم این چیزها را </span>دوست<span> داشته باشی.</span></span><br><span title="Edited">خنده<span> ام گرفت. </span>آدم<span> ها یک </span>#تصویر<span> مجازی از تو دارند. از جنگیدن هایت می خوانند. از نفرت هایت. از </span>عشق<span> هایت...</span></span><br><span title="Edited"><span>فکر کردم اگر شرایط جور دیگری بود شاید من هم توی صفحات مجازی‌ام </span>عکس<span> بعضی کارهایم را می گذاشتم. اما خب </span>جغرافیا<span> ، ستارگان ، و </span>کائنات<span> همه وهمه در شکل گیری راه آدم ها تاثیر دارند.</span></span><br><span title="Edited"><span>گفتم: هم </span>دوست دارم<span> ؛ هم </span>#حسودی<span> ام می شود.</span></span><br><span title="Edited"><span>باید&nbsp; یک وقتی پیدا کنم ، بنشینم و برسم به کارهایی که نمیرسم ...این را نگفته خوابم برد . امروز </span>صبح<span> که بلند شدم داشتم به خاطراتمان فکر می کردم. خاطرات </span>مشترک<span> سه چهار نفریمان که حالا انگار وجود </span>خارجی<span> ندارد ... این یکی را برایش ننوشتم</span></span><br><br>تصویر : فریدونکنار<br></div> text/html 2017-05-05T09:50:50+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب هم/سایه ها http://delgooyeh.ir/post/801 <div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/799.jpg" alt="فریدونکنار" border="0" align="bottom" hspace="0" vspace="5"><br></div>دوتا همسایه ی دیوار به دیوار می توانند سال تا سال خانه ی هم نروند، از حال هم خبر نگیرند، یا ندانند آمال ها و ارزوهایشان چیست. اما نمی توانند یکدیگر را در حال عبور از خیابان ندید بگیرند، صبح ها که یکی از اینور می رود و آن یکی از آن سمت ، گاهی نگاهشان به لباس هم می افتد که گاهی خاکی است و گاهی چروک و گاهی غمگین، یک روزی می فهمند سبد قرمز رنگ تبدیل به کیسه ی پارچه ای شده و وقتی در سکوت از کنار هم رد می شوند می فهمند که فلانی چند وقتی است آرام تر است، یکهو یک روزی رد لبخند را بر لب هم می بینند، چشمشان به لباس نو عید هم می افتد و بدون گفتن سلام از کنار هم رد می شوند . گاهی می بینند که همسایه شان در خیابان می دود و درد پا را فراموش کرده یا مثلا گام هایش آهسته شده، سالها از کنار هم رد می شوند، تغییرات هم را می بینند اما این مشاهده را انکار می کنند، انگار که نباید گفت فلانی حالت شبیه پارسال‌ نیست هاا ....<br>که فلانی سر بچرخاند و بگوید: از کجا می دانی؟<br>که بگویی: خب می دانم، می دانم....<br>بعضی آدم ها همین حکم را دارند، هستند، از کنار هم رد می شوند و نمی شود به آنها گفت: هی، چرا چند وقت پیش حالت چیز دیگری بود؟<br>راستی ، نمی شود گفت؟ یا نباید گفت؟<br><br>تصویر : خیابان صیادان</div> text/html 2017-04-27T10:01:00+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب به روایت 95 http://delgooyeh.ir/post/803 <div align="justify"><div align="justify">گاهی فکر می کردم اگر ننویسم از درد میمیرم و حالا روزی هزار بار میمیرم ... آنهم وقتی که هی میخواهم بعضی حرف ها را بزنم ... اما نمیشود ... یعنی نباید که بشود ...<br>دقیقا بر عکس آن روز که نباید میشد ، اما شد ...<br>بعد از کلی کلنجار و داستان بافی ، یک کاغذسفید و یک خودکار مشکی گذاشت روی میز و تنها نگاه سردی به من کرد ، از نگاهش فهمیدم باید بنویسم. بدون هیچ حرفی. حس متهمی را داشتم که زیر نگاه زندانبان توی یک اتاق تنگ گیر افتاده و نمی داند چطور می تواند خلاص شود. شروع کردم به نوشتن. اصلا برایم مهم نبود که چه اراجیفی به هم می بافم و می نویسم. شاید تنها برای سیاه کردن کاغذ ، خودکار را حرکت می دادم. باید خلاص می شدم. هر چند خودم هم می دانستم که با نوشتن هم بی خیال من نمیشوند ... وقتی کاغذ را پس گرفتند ، تازه دردسرهایم شروع شد ... سرم پایین بود و به چشم هایشان نگاه نمیکردم ... راستش در تمام آن اضطراب ها ، تنها دلم به صدقه های مادرم خوش بود ... به دعاهایی که پشتم بود ... آن شب قبل از خواب در انتهای دفتر یادداشتم تنها توانستم چند کلمه بنویسم : امید رها شدن مرا رها نمی کند ... روایتی کوتاه از 1395<br><span title="Edited"></span><br><span title="Edited"><span>حرف دل :</span></span><br><span title="Edited"><span>گاهی چیزهایی برای او مینویسی</span></span><br><span title="Edited"><span>بعد پاک میکنی</span></span><br><span title="Edited"><span>پاک میکنی</span></span><br><span title="Edited"><span>او هیچ یک از حرف های تو را نمیخواند</span></span><br><span title="Edited"><span>اما تو تمام حرف هایت&nbsp; را گفته‌ای</span></span><br><div align="left"><span title="Edited"><span>&nbsp;</span><a href="https://www.instagram.com/explore/tags/murathanmungan/">#murathanmungan</a></span><br></div></div><span title="Edited"></span></div> text/html 2017-03-27T03:41:28+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ لحظه تحویل سال 1396 http://delgooyeh.ir/post/797 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/PXbGj]<br><br><div class="vone__desc" align="justify"> نماهنگی از مراسم لحظه تحویل سال 1396 در گلزار شهدای امامزاده سید محمد علیه السلام شهرستان فریدونکنار . تصویربرداری و تدوین شده توسط مجموعه فرهنگی تبلیغی بیرق </div></div> text/html 2017-03-27T01:01:49+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب کودک درون http://delgooyeh.ir/post/796 <div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/796.jpg" alt="سعید حاجی خانی" vspace="5" align="bottom" hspace="0" border="0"><br></div><div align="justify">داشتم برایش توضیح می دادم که نمی داند چقدر دلم می خواهد چند ساعتی بین بچه ها باشم. . هیچ مخالفتی نکرد . وجودش همه #مهربانی بود. نشستم تا برایشان خاطره تعریف کنم که یک پیام روی گوشی ام نمایان شد . رفتم توی راهرو و #زنگ زدم. در دسترس نبود . #مهدی را میگویم . نوشته بود خودش می داند دستم بند چه کاری ست که سراغش را نمی گیرم. تا برگشتم، کم مانده بود اتاق را روی سرشان خراب کنند. یعنی آنقدر از دیدن یکی غیر از خودشان ذوق کرده بودند؟ همه چیز به هم ریخته بود مخصوصا وسایل من . چادر نماز مادرم را انداختم روی سرم و گفتم من روحم و باید شمارا بخورم . یکیشان چادر را از سرم کشید. بقیه خندیدند. معلوم بود الکی می خندند. من هم مثل خودشان خندیدم. بعد یکیشان جلو آمد و دست هایم را گرفت که بگو به درک بگو به درک. گفتم به درک. با دوربین خیالی اش چیلیک چیلیک از به درک گفتن من عکس انداخت. انگار که داشتم می گفتم سییییبب. بقیه هم پشت سرش می گفتند به درک و به طرز فجیعی از ته دل می خندیدند. از همان خنده هایی که آدم دلش درد می گیرد و اشکش در می آید. چند دقیقه ای نگذشته بود که همه از شدت خنده روی زمین افتاده بودیم و ریسه می رفتیم. جوری می خندیدیم که اگر کسی در را باز می کرد و ما را می دید، فکر می کرد داریم هق هق، گریه می کنیم. می خندیدیم با صورت پر از اشک. اشک آن ها واقعی تر از #اشک های من بود. خیلی واقعی تر. برای #درد هایشان نمی دانستند بخندند یا .... <br></div><br>این پست مدتی پیش در اینستاگرام ، صفحه عطرگلاب به اشتراک گذاشته شده است<br><div align="left"><a href="https://www.instagram.com/atregolab/" target="_blank" title="صفحه عطرگلاب در اینستاگرام">https://www.instagram.com/atregolab/</a></div> text/html 2017-03-23T00:42:41+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب یه عکس یادگاری ... http://delgooyeh.ir/post/795 <div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/795.jpg" alt="سعید حاجی خانی" vspace="5" align="bottom" hspace="0" border="0"></div><div align="justify"><font color="#660000">مامان که می گوید آن موقع&nbsp; چهار سال بیشتر نداشتم. اما خودم می گویم پنج سال.&nbsp;اول چهار تایی جلوی باغچه، زیر گرمای خرداد ماه سال هفتادوهشت یا هفتادونه ایستاده بودیم و در حال آلاسکا خوردن منتظر بودیم که یکی از طبقه ی پایین از هندوانه خوردن زیر خنکای کولر دست بکشد و بیاید از ما چهار نفر عکس بگیرد. نمی دانم چه اصراری هم بود که دلمان می خواست جلوی باغچه بایستیم و حتما آلاسکاهایمان هم دستمان باشد. درگیر این بودیم که چرا کسی نمی آید که ... ساعت من گم شد. یکی از آن سیزده، چهارده ساله های بازیگوش حاضر شد از ما عکس بگیرد که آن موقع من بدون ساعت جلوی دوربین حاضر نمی شدم! یکی از همان سه نفر با آن دو تا دعوایش گرفت که باید هر چه زودتر ساعت من را پس بدهند، تا زودتر عکسمان را بیاندازیم که آلاسکاهایمان هم دارند آب می شوند ها!</font><br><font color="#330033">خود عکس حاکی از آن است که سه تایی دقیقا جلوی دوربین مشغول دعوا کردنند و اصلا حواسشان به عکاس نیست. دست کوچکترشان گوشه ی لباس دیگری را گرفته که معلوم نیست دلش می خواسته جدایشان کند یا خودش هم درگیر بوده. همان موقع او که نمی دانم از کجا پیدایش می شود، من را گذاشته روی شانه هایش. من بدون ساعت بر سر شانه های او با لپ های گل سرخی خندیده ام که لپ ِ سمت ِ راستم چال افتاده. پاهایم هم پیداست. با دو تا دمپایی لنگه به لنگه که برای پاهایم زیادی بزرگند. حالا فکر می کنم هدف ِ عکاس از عکس انداختن ِ یهویی یا بازیگوشی بوده یا ... سمت چپ ِ عکس سه تا بچه ی قد و نیم به طوری جدی مشغول دعوا کردنند. سمت راست عکس من و او به دوربین خندیده ایم و سمت راست ما دوتا نیز ، نیمی از باغچه و کمی از کولر و گوشه ی روسری کسی که نمی دانم کیست، پیداست. دیگر هیچ عکسی از آن روز نداریم. من فکر می کنم آن موقع دیگر عکاس تحمل زیر آفتاب ایستادن را نداشته و دعوا هم به کتک کاری رسیده. هیچ چیزی از آن روز یادم نیست تنها یادم مانده که ساعتم از لا به لای خاک های باغچه ی پشت سرمان پیدا شد.</font><br><font color="#663333">این تنها عکسی ست که این همه دوستش دارم. هر وقت توی آلبوم به این عکس می رسم، دوست دارم تنها باشم. این عکس بدجور دلم را می سوزاند. این جور عکس ها را فقط باید توی تنهایی دید و بس</font></div> text/html 2017-02-03T15:38:11+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب روایت انقلاب از زبان بزرگترها http://delgooyeh.ir/post/794 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/16PZm]<br><div class="vone__desc"> <br><div align="justify">پدر بزرگوار شهید سید احمد کریمیان از ماجرایی در قبل انقلاب روایت میکند<br>تهیه شده در مجموعه فرهنگی تبلیغی بیرق<br></div></div></div> text/html 2017-01-02T07:28:40+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب سر گیجه http://delgooyeh.ir/post/793 <div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/img/660.jpg" alt="خاطرات" hspace="0" vspace="5" border="0" align="bottom"></div><font face="Mihan-Iransans">سرم گیج و چشمهایم سیاهی رفت. تکیه دادم به میز ولی چون تکیه‌ی فنی و دقیقی نبود، پخش زمین شدم. کشیده می‌شدم توی تاریکی‌ها. اغراق نمی‌کنم‌. البته هیچ چیز اغراق آمیزی در کشیده شدن توی تاریکی‌ها نیست‌. این را برای آنهایی گفتم که فکر می‌کنند من اینجا بیکار نشسته‌ام تا برایشان اغراق کنم. صدای خودم را میشنیدم که داد می‌زد مامان ... و صدای مادرم را شنیدم که نمیدانم چرا داد میزد جان مامااان ... بعد صداها کمتر شد و بقیه‌اش را یادم نیست‌... همین‌ ، تمام اتفاقی که برای من افتاد همین بود :|<br><br></font></div><font face="Mihan-Iransans" color="#990000">&nbsp;نتیجه اخلاقی: هیچ آدم عاقلی نباید بیست ساعت از یک شبانه روز را آنهم با شکم خالی کار کند</font><font face="Mihan-Iransans" color="#990000"> (ریا)<br></font><div align="center"><br><font face="Mihan-Iransans" color="#333399">منتشر شده در صفحه اینستاگرام عطرگلاب<br></font><a href="https://www.instagram.com/atregolab" target="_blank" title="ورود به صفحه اینستاگرام">instagram.com / atregolab</a></div> text/html 2016-12-14T18:40:23+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب تیزر مراسم قرآنی محفل انس با قرآن http://delgooyeh.ir/post/791 <div align="center"> [http://www.aparat.com/v/27fZQ]</div><div class="vone__desc"> <font face="Mihan-IransansBold"><br><font color="#990000">تیزر مراسم قرآنی محفل انس با قرآن </font><br><font color="#3333FF">زمان : شنبه 27 آذرماه ساعت 18:30</font><br><font color="#006600">مکان: گلزارشهدا امام زاده سیدمحمد شهرستان فریدونکنار</font><br><font color="#6600CC"><br>تهیه شده در مرکز فرهنگی تبلیغی بیرق<br><font color="#993399">09118998987 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; </font><font color="#993399">09116821552</font> </font></font></div><br> text/html 2016-12-07T17:26:05+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ شهید مدافع حرم حاج محمد شالیکار http://delgooyeh.ir/post/789 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/nqyWo]<br><font face="Mihan-Iransans"><br></font><div align="justify"><font face="Mihan-Iransans"><font color="#009900">اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم</font><br><font color="#3333FF">کلیپ و نماهنگ سردار شهید مدافع حرم حاج محمد شالیکار </font><br><font color="#990000">تهیه شده در مجموعه فرهنگی تبلیغی بیرق</font><br><font color="#993399">به سفارش ستاد برگزاری یادواره سردار شهید مدافع حرم حاج محمد شالیکار</font></font><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font><div align="justify"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div></div></div> text/html 2016-11-28T09:21:13+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب تیزر تلوزیونی شهید مدافع حرم حاج محمد شالیکار http://delgooyeh.ir/post/786 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/BqjdT]<br><br></div><font size="2" face="Mihan-IransansBold" color="#CC0000">تیزر تلوزیونی شهید مدافع حرم حاج محمد شالیکار</font><br><font face="Mihan-Iransans" color="#009900">تولید شده توسط مرکز فرهنگی تبلیغی بیرق</font><font face="Mihan-Iransans"><br>شماره های تماس جهت ثبت سفارشات : 09118998987&nbsp; و&nbsp; 09116821552</font> text/html 2016-11-25T17:33:14+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب سرتو برگردون ... http://delgooyeh.ir/post/787 <div align="justify"><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/477.jpg" alt="بغض" hspace="0" align="bottom" vspace="4" border="0"></div><font face="Mihan-Iransans" color="#660000"><b><span style="background-color: rgb(0, 0, 0);"><font color="#FFFFFF"><span style="background-color: rgb(51, 0, 0);">&nbsp;1&nbsp;</span><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"> </span></font></span></b>یکی از چیزای خیلی عجیب راهپیمایی عظیم اربعین این بود که بین اون همه شلوغی و سرو صدا ، گاهی صدای گریه بچه هایی رو از این همه جمعیت می شنیدی و حتی قیافه ریزه میزه و کوچولوی بچه های گمشده رو تو تاریکی شب می دیدی . یا حتی اگه گریه نمی کردند و چیزی هم نمی گفتن انگار کسی بود که سرتو برگردونه طرف اونی که گمشده و بخواد بری طرفش... آره انگار کسی بود که سرتو برگردونه طرف اونی که گمشده...</font><br><font face="Mihan-Iransans" color="#993300"><span style="background-color: rgb(102, 51, 0);"><font color="#FFFFFF"><b>&nbsp;2</b>&nbsp;</font></span> در اول مسیر وقتی آقا مهدی دید دست چندتا خانوم وسایل سنگینی هست که دارن اون رو بازحمت حمل میکنن ، من رو حل داد تا بهشون کمک کنم و خودش رفت بار سنگین‌تری که جلوتر از ما بود رو برداشت</font><br><font face="Mihan-Iransans" color="#996633"><b><span style="background-color: rgb(102, 51, 51);"><font color="#FFFFFF">&nbsp;3&nbsp;</font></span></b> در ادامه راه یه لحظه چشم های گریون پیرزنی که حاصل از گم شدن بود حواسم رو به خودش جلب کرد که با همه غم درونش ، </font><font face="Mihan-Iransans" color="#996633">وقتی دید چند جوون ایرانی به دادش رسیدن و تصمیم گرفتن اون رو به ایران و به خونه خودش برگردونن </font><font face="Mihan-Iransans" color="#993300"><font color="#996633">نقطه امیدی در چشمهای اون موج زد ، </font></font><br><font face="Mihan-Iransans" color="#666600"><b><span style="background-color: rgb(51, 51, 0);"><font color="#FFFFFF">&nbsp;4&nbsp;</font></span></b> در جایی دیگه ، یکی انگار توی مخم می خوند که هی باید زمینو نگاه کنم . چشام رو زمین بود. توی خیسی زمین یه شاپرکو دیدم که به پشت افتاده و تقلا میکنه</font><br><font face="Mihan-Iransans" color="#006600"><b><span style="background-color: rgb(0, 51, 0);"><font color="#FFFFFF">&nbsp;5&nbsp;</font></span> </b>همون حرفی که اول زدم ... انگار تا خبری میشه ، کسی هست که میگه سرتو برگردون ... مثل همون کسی که&nbsp; شب آخر درحالی که تو حرم ارباب بودیم ، و در مسیر مقام حضرت علی اکبر ، یکی پیدا شد که سرش رو برگردونه و انگار متوجه شده باشه بی جا و مکان موندیم ، بهمون آدرس دقیق داده که یه جایی پر از امکانات خوب هست که قسمت شما شده بیاید اونجا استراحت کنید ...</font><br><font face="Mihan-Iransans"><b><span style="background-color: rgb(0, 51, 51);"><font color="#FFFFFF">&nbsp;6&nbsp;</font></span></b><font color="#336666"> حالا که یادم افتاده ، بغض غریبی گلوم رو گرفته ... </font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif" alt="" hspace="0" align="absmiddle" vspace="0" border="0"></font></div> text/html 2016-11-21T04:40:39+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب روزی فقط رویا... http://delgooyeh.ir/post/785 <font face="Mihan-IransansBold"> </font><div align="center"><font face="Mihan-IransansBold"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/IMG_20161119_120715.jpg" alt="تسبیح - زیارت" border="0" align="bottom" vspace="0" hspace="0"><br></font></div><div align="right"><font face="Mihan-IransansBold"><br>زیارت برایمان<br>روزی شنیدنی بود<br>روزی خواندنی<br>روزی دیدنی<br>و روزی فقط رویا... فقط خاطرات شیرین ...<br>اما حالا لحظاتی است<br>که از کربلا بر گشته ام<br>و حس "آدم" را تجربه می کنم<br>زمانی که از بهشت اخراج شد<br>و پایان سفر کربلا من<br>آغاز سفر کربلای توست<br>آری کربلا سفری است<br>که آغاز و پایان ندارد<br></font></div><font face="Mihan-IransansBold"> </font> text/html 2016-11-11T16:18:15+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب رفیقم نیمه ی راه است و من در خاک ایرانم http://delgooyeh.ir/post/784 <div align="justify"><div align="center"><font size="2" face="Mihan-Iransans"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/ARBAEEN_ghamari.jpg" alt="اربعین" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"></font><br></div><font face="Mihan-Iransans">دورتا دورم را پر از کتاب میکنم و خودم مینشینم وسطش، میخواهم دلهره هایم رهایم کنند. منتها نمیشود . هرکلمه خیال است . خیالی که مرا به هزار کیلومتر آن‌سوتر می رساند. خیالی که مرا گرم میکند و بعد یکهو همه جا تاریک میشود . چیزی می آید و می افتد روی گرمی خیالاتم . می افتد درست میان دوست داشتنی که دارم با دست راستم هجی میکنم کف آن دست دیگرم ... من شده ام یکی در برابر سه ... آن روبه‌رو ، عکس حرم خیره نگاهم میکند ...</font><font face="Mihan-Iransans"> این غافله عزم کرببلا دارد<br></font></div><font size="2" face="Mihan-Iransans"> </font> text/html 2016-08-31T14:19:40+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب :( http://delgooyeh.ir/post/783 <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/bordbar_tasliat.jpg" alt="عباس بردبار" hspace="0" vspace="0" align="bottom" border="0"><br><br>1+ به دوست خوبم تسلیت میگم<br>2+ خطه مبارک<br>3+ طراحی های لایه باز به زودی در یک صفحه رسمی قرار داده میشه<br> text/html 2016-08-22T12:18:05+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب آفرین خدا ... http://delgooyeh.ir/post/782 <div style="text-align: justify;"><div align="center"><span style="font-size: 11px;">[http://www.aparat.com/v/fBShx]</span><br><span style="font-size: 11px;"></span></div><span style="font-size: 11px;"><br>بارها پیش اومده که یه شاخه گل دیدم که امیدی به ادامه حیاتش نداشتم ولی با این حال بهش آب &nbsp;رسوندم و وقتی فردای همون روز نگاهش کردم دیدم سرحال شده و دیگه پژمرده نیست . اونقدر خوشحال شدم که به ذوق مرگ شباهت داشت . اونوقت این کشاورز های عزیز وقتی محصولاتشون که با هزار زحمت داره به اون بزرگی رشد میکنه واقعا چقدر کیف میکنن ... و از همه مهمتر خدا چه ذوقی میکنه وقتی روحمون &nbsp;رشد میکنه .</span></div><div style="text-align: justify;">#آفرین به #تو خدا . آفرین !&nbsp;</div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 11px;">1+ فیلم : لحظه ای از طلوع آفتاب ، ضبط شده در اولین روز تابستان ، از ساحل دریای خزر</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 11px;">2+ خبر های غیر منتظره ای توی راهه</span></div> text/html 2016-08-08T15:50:29+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب فتوکلیپ آلبوم تصاویر بچه های جنت در سال ۹۱ http://delgooyeh.ir/post/780 <div align="justify"><div align="center">[http://www.aparat.com/v/nYv0W]</div>فتوکلیپ کوتاهی از تصاویر گلچین شده ی مراسمات هیئت حضرت امام حسین علیه السلام در سال ۱۳۹۱ </div> text/html 2016-07-24T13:26:02+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب کلیپ صوتی لحظه ای تفکر http://delgooyeh.ir/post/778 <div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/sedaclip.jpg" alt="" align="bottom" border="0" height="537" hspace="0" vspace="0" width="537"><br><br><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><font color="#CC0000">کلیپ صوتی لحظه ای تفکر</font> <font color="#660000">انسان را از عبادت چندساله جلوتر می برد</font><br><font color="#009900">با کلام استاد و دوست عزیزم سید مسعود حسینی</font><br><font color="#6600CC">تهیه شده درگروه فرهنگی بچه های جنت شهرستان فریدونکنار</font><br><br></font><div align="left"><a href="http://s1.picofile.com/file/8261062426/%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.mp3.html" target="_blank" title="بینک دانلود کلیپ صوتی"><img class="transparent" alt="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/other/Download.gif" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/other/Download.gif"></a></div></div> text/html 2016-07-21T09:03:08+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب پر از ستاره http://delgooyeh.ir/post/777 <div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/z_s_a.jpg" alt="عکس نوشته" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"></div> <font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br>بیا به خلوت تنهایی شبانه من<br>که آسمان دلت را پر از ستاره کنم<br></font><font color="#990000">شاعر : سرکار خانوم زینب سادات محمدی<br></font><div align="left"><font color="#FF0000"><br>+پست زماندار</font><br></div> text/html 2016-07-14T10:15:24+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ مادر شهید مفقودالاثر (عطرگلاب) http://delgooyeh.ir/post/776 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/RBGia]<br><div align="justify"><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نماهنگی ساخته شده در خصوص صحبت های جانسوز پدر و مادر یک شهید مفقودالاثر . خدا را شکر که فرصتی دوباره به عطرگلاب داده شد تا باری دیگر بتواند وسیله ای باشد برای رساندن صدای بغض یک همشهری معصوم به هم محله ای هایم در شهرستان فریدونکنار و دیگر مردمان سرزمینم در ایران عزیز . مادر شهید میگوید اگر پسرم در جبهه هشت سال دفاع مقدس شهید نمیشد ، او را به سوریه میفرستادم تا در کنار مدافعان حرم به شهادت برسد . و این است غیرت مادران سرزمین من . <font color="#990000">شهید مفقود الاثر احمد رحیمی</font> . این نماهنگ با تمام اشک های پشت پرده اش ، به گمنام ترین مادر هستی ، <font color="#009900">حضرت فاطمه‌الزهرا سلام الله علیها</font> تقدیم میگردد . <br><font color="#CC9933">اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم</font><br></font></div></div> text/html 2016-06-29T08:05:31+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ : رقیه جان شرمنده ایم ... http://delgooyeh.ir/post/774 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/cveB4]</div><br>نماهنگی از درد دل های پدر شهید مدافع حرم علی عابدینی که در آن از دلیل شرمندگی خود در برابر حضرت زینب و حضرت رقیه میگوید ...<br><div align="center"><br></div><div id="table_rte64979" align="center"><a href="http://www.aparat.com/v/cveB4" target="" title="در صفحه آپارات ببینید"><img class="rteImage" src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/aparat_new.png" alt="Insert Aparat" title="درج ویدئو از aparat" onclick="insertAparat('rte64979')" height="24" width="56"></a><br><br><br></div> text/html 2016-06-24T19:26:44+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب طلوع و خزر http://delgooyeh.ir/post/773 <div style="text-align: center;"><span style="font-size: 11px;">[http://www.aparat.com/v/fBShx]</span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 11px;">طلوع دل‌انگیز خورشید از دریای خزر (تنکابن) . فوق العاده زیبا و دلنواز که حیف دوربین گوشی اصلا کیفیت خوبی نداشت . روز اول تابستون</span></div> text/html 2016-06-21T02:59:07+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب عکس ماه تو http://delgooyeh.ir/post/772 <div><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/IMG_20160621_115115.jpg" alt="عکس نوشته" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"></div><div><span style="font-size: 11px;"><font color="#3366ff" face="Mihan-Iransans"><br></font></span></div><div><span style="font-size: 11px;"><font color="#3366ff" face="Mihan-Iransans">روز اول که برکه پیدا شد</font></span></div><div><font color="#3366ff" face="Mihan-Iransans">تنگ ماهی در اضطراب افتاد</font></div><div><font color="#3366ff" face="Mihan-Iransans">چون که ماهی از این و آن بشنید</font></div><div><font color="#3366ff" face="Mihan-Iransans">عکس ماهت درون آب افتاد</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">.</font></div><div><font color="#cc0000" face="Mihan-Iransans">شعر از دوست خوبم سرکار خانوم فاطمه قمری</font></div><div><font color="#cc0000" face="Mihan-Iransans">( هفدهم ماه رمضان ، تولدتون به سال قمری مبارک باشه)</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">.</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">پ‌ن : هوایی رو که تو نفس میکشی ... دارم راه میرم بغل میکنم ...</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">پ‌ن۲ : دلم گرفته .. دلم از عالم و آدم گرفته ... بده پناهم ، نوکرت بهونه ی حرم گرفته</font></div> text/html 2016-06-14T05:13:44+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب تیزر ماه مبارک رمضان http://delgooyeh.ir/post/771 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/oAEej]<br><br>تیزر مراسمات ماه مبارک رمضان<br><div id="table_rte997271"><br><a href="http://www.aparat.com/v/oAEej" target="_blank" title="در صفحه آپارات ببینید"><img class="rteImage" src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/aparat_new.png" alt="Insert Aparat" title="درج ویدئو از aparat" onclick="insertAparat('rte997271')" height="24" width="56"></a></div></div> text/html 2016-06-02T21:22:20+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب لبخندی یر روی زخم های کهنه http://delgooyeh.ir/post/770 <font face="Mihan-Iransans"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/IMG_20160603_000853.jpg" alt="لبخند خون"> </font><div><font face="Mihan-Iransans"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans">او سالهاست رفته و من عاشم هنوز</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">از عاشقان مرده جنون سر نمی زند</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">دردی عمیق دارم و لبخند &nbsp;می زنم</font></div><div><font face="Mihan-Iransans">از زخم های کهنه که خون سر نمی زند</font></div><div><font face="Mihan-Iransans"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans">شاعر :<font color="#009900"> ریحان ابراهیم زادگان </font>&nbsp;...&nbsp;</font><a href="Http://telegram.me/reyhannevesht" target="_blank" title="کانال تلگرام ریحان نوشت">لینک تلگرام</a><font face="Mihan-Iransans">&nbsp;...&nbsp;</font><a href="Http://instagram.com/reyhaaasn.e" target="_blank" title="صفحه اینستاگرام خانوم ریحانه آزادگان">لینک اینستاگرام</a></div><div><font face="Mihan-Iransans">طراحی : عطر گلاب</font></div> text/html 2016-05-29T14:34:00+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب وقتی هفت هزار و ششصد و هفتاد روز از عمرت بگذره ... http://delgooyeh.ir/post/754 <font face="Mihan-Iransans"> </font><p><font face="Mihan-Iransans"><span style="font-size: small;"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/Img2/basirsaeed.jpg" alt="سعید حاجی خانی" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"></span></font></p><p><font face="Mihan-Iransans"><span style="font-size: small;">اگر یه روز تو دنیا باشه که بخوان اسم اون روز رو بذارن "روزِ جهانیِ یادِ مرگ" &nbsp;اون روز قطعا قطعا روز ِ "<font color="#CC0000">تولد</font>" هر آدمه !</span></font> </p><font face="Mihan-Iransans"> </font><p><font face="Mihan-Iransans"><span style="color: rgb(136, 136, 136); line-height: 1.6em;">بیشتر از دو دهه از زندگیم گذشته و من دقیقا تو نقطه "صفر مرزی" از زندگیم فقط چرخیدم!</span><span style="color: rgb(136, 136, 136);"><br>درحالی که اون موقع ها از من کوچیکتراش هم ، شهید میشدن ...</span></font></p><p><font face="Mihan-Iransans">روزی که گذشت&nbsp;<font face="Mihan-IransansBold" color="#009900">هفت هزار و ششصد و هفتاد و یک</font> روزه ام کرد...</font></p> text/html 2016-05-27T12:13:24+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ شهدای مدافعان حرم 2 http://delgooyeh.ir/post/769 <div align="center">[http://www.aparat.com/v/mPUvC]<br><br><div class="vone__desc" align="justify"> دومین نماهنگ اختصاصی بچه های جنت از شهدای مدافع حرم شهرستان فریدونکنار را مشاهده میکنید . شهید محمد شالیکار که در آذر ۹۴ و شهید علی عابدینی در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۹۵ به شهادت رسیدند و ما همچنان منتظر بازگشت پیکر پاک شهیدعابدینی از واقعه خان طومان هستیم </div></div> text/html 2016-05-13T12:54:39+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب حرف های جنجالی دکتر عباسی (حتما گوش کنید) http://delgooyeh.ir/post/768 <p style="text-align: center;" align="center"> <font face="Mihan-Iransans"><span style="color:#000000;"><strong><span style="font-size:12px;"><img src="http://www.umz.ac.ir/uploads/DSC_0127_961.JPG" alt="جنجالی دکتر عباسی" align="bottom" border="0" height="493" hspace="0" vspace="0" width="690"></span></strong></span></font></p><p style="text-align: center;" align="center"><font face="Mihan-Iransans"><span style="color:#000000;"><strong><span style="font-size:12px;">پاسخ استاد حسن عباسی به جنجال آفرینی دانشجوی منتقد</span></strong></span></font> </p><font face="Mihan-Iransans"> </font><p style="text-align: center;" align="center"> <font face="Mihan-Iransans"><span style="font-size:12px;">در جلسه سخنرانی "<span style="color:#0000CD;">دار و دسته نیویورکی‌ها</span>" در&nbsp;دانشگاه مازندران – ۲۰ اردیبهشت ۹۵</span></font> </p><font face="Mihan-Iransans"> </font><p style="text-align: center;" align="center"><font face="Mihan-Iransans"> &nbsp; <br></font></p><table style="border: 2px dashed rgb(255, 0, 0); border-collapse: collapse; font-size: 11px; width: 30%;" align="center" cellpadding="1" cellspacing="1"><tbody><tr align="center"><td style="border:2px dashed #FF0000; border-collapse: collapse;width: 30%;"><font face="Mihan-Iransans">&nbsp; </font><p style="text-align: center;"> <font face="Mihan-Iransans"><span style="font-size:12px;">حجم : ۷٫۴ مگابایت</span></font> </p> <p style="text-align: center;"> <font face="Mihan-Iransans"><a href="http://dl.mobarezclip.com/Abbasi-montaghed-darodasteNYha.mp3"><img src="http://www.mobarezclip.com/Mobarez/Ax/Other/audio1.png"></a></font></p><p style="text-align: center;"><font face="Mihan-Iransans"><br></font> </p></td></tr><tr><td style="border:2px dashed #FF0000; border-collapse: collapse;width: 30%;"><div align="center"><font face="Mihan-Iransans">&nbsp;</font></div><p style="text-align: center;" align="center"> </p> <p style="line-height: 20.8px; text-align: center;" align="center"><font face="Mihan-Iransans"><font face="Mihan-IransansBold" size="3"><b> <span style="color:#FF0000;"><span style="font-size:12px;">صوت کامل سخنرانی...</span></span></b></font><span style="font-size: 12px;"><br>حجم : ۵۸ مگابایت</span><span style="font-size: 12px;"><br>زمـان : ۲ سـاعـت</span></font> </p> <p style="font-size: 13px; line-height: 20.8px; text-align: center;" align="center"> <font face="Mihan-Iransans"><a href="http://dl.mobarezclip.com/Abbasi-MohSiasi-Darodaste-NYha.mp3"><img src="http://www.mobarezclip.com/Mobarez/Ax/Other/audio1.png"></a> <br></font></p><p style="font-size: 13px; line-height: 20.8px; text-align: center;"><font face="Mihan-Iransans"><br></font></p></td></tr></tbody></table> text/html 2016-05-11T04:42:51+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب نماهنگ اختصاصی شهید مدافع حرم علی عابدینی http://delgooyeh.ir/post/767 <font face="Mihan-Iransans"> </font><div align="justify"><div align="center"><font face="Mihan-Iransans">[http://www.aparat.com/v/jfbpX]<br></font></div><font face="Mihan-Iransans"><font color="#3333FF">بسم الله الرحمن الرحیم</font><br><font color="#006600">شهادت مظلومانه شهدای مدافع حرم که در عملیات های اخیر سوریه در خان‌طومان صورت گرفته را ، به همه دوست داران اهل بیت و عاشقان این راه تسلیت و از جهتی نیز تبریک عرض میکنم ...</font><br><font color="#990000">همچنین خدا را سپاس که دوباره سعادتی نصیب عطر گلاب شد تا نماهنگی در رابطه با همین موضوع ارائه دهد ... نماهنگی که در این پست منتشر میشود ، نماهنگی اختصاصی میباشد برای شهید علی عابدینی از شهرستان فریدونکنار . این شهید بزرگوار در تاریخ 17 اردیبهشت در خان طومان به شهادت رسید ...</font><br></font><div align="left"><font face="Mihan-Iransans"><br><br></font></div></div><font face="Mihan-Iransans"> </font> text/html 2016-05-03T09:42:06+01:00 delgooyeh.ir عطرگلاب لبخندی بر روی پل صراط http://delgooyeh.ir/post/765 <div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 11px;"><font face="Mihan-Iransans"><br>یادم می آید یک بار مرا #دعوت به حق السکوت کردی و من با این که مجبور شدم #فریاد های پشت #لب و دندانم را در بغضم فرو کنم و قورت دهم ... اما تو آخرش هم ادای دین نکردی و حقم را ندادی ... چقدر بی معرفت بودی ... نه؟</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans">#آرزو میکنم بمیری ... و آرزو میکنم بمیرم ... و اسرافیل زودتر شیپور بزند و همه بمیرند و بعد از کلی ماجرا ، تویی که هیچگاه نداشتمت را در پل #صراط پیدا کنم . که حتی اگر تو مرا ببخشی من ، حلالت نمیکنم تا حقت را کامل بپردازی و تا همیشه در کنارم بمانی ... .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans">&nbsp;#سعید_حاجی_خانی</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" color="#009900">1- قسمتی کوتاه ، از یک دلنوشته LOVE و بی مخاطب ، که حتی یادم نمی آید در&nbsp;چه&nbsp;تاریخی آن را نوشته ام</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" color="#cc0000">2- این پست ابتدا در اینستاگرام بنده قرار گرفته است</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" color="#cc0000"><div style="font-size: 11px; display: inline !important;"><a href="https://www.instagram.com/p/BE7TsnTGQTV/" target="_blank" title="اینستاگرام عطر گلاب" style="font-size: 11px;">https://www.instagram.com/p/BE7TsnTGQTV</a></div><span style="font-size: 11px;">/</span></font></div><a href="https://www.instagram.com/p/BE7TsnTGQTV/" target="_blank" title="اینستاگرام عطر گلاب"><font face="Mihan-Iransans" color="#cc0000"><div style="text-align: justify;"></div></font></a><div style="text-align: justify;"><br></div>