تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر اشک

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
مولای مولای السلام
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 11 آذر 1393ساعت 12:34
اربعین - دلگویه - اربعین
با اشک و غم هم رازم و... می سوزم و می سازم ... یعلم الدمع و الحزن سرّی... یحترق وجودی و أنا أصبر علیه ... می خوانمت شب تا سحر ... و أنادیک طول اللیل ... دلتنگم ای کرب و بلا ... در اربعین دیدار ما ... یا کربلاء! لقد ضاق صدری... موعدنا فی یوم الأربعین ... باعاشقان روی حسین ... مع عشّاق الحسین ... با زائران کوی حسین ... مع زائری مقام الحسین ... می آیم آخر سوی حسین ... سآتی إلی الحسین أخیرا ... لبیک یا مولا یا حسین ... شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى ... دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد ... لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَة ... چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است ... أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی ... و دَكَّ نَوْحِی مَسْمَعِی ... اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد ... إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی! ... هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید ... نارُ اشتیاقی، كمْ تَصْطَلِی! ... ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری! ... لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟ ... آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟ مولای مولای السلام ... سلام ای مولای من ... هُنَا الأَسى كُلُّ الأَسى ...هُنَا الصِغارُ و النِسَا ... اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست.. اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند ... هُنَا النُجومُ الزَاهِرَةْ ... اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند ... مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ ... تَدعو إلى التَّفَجُّعِ ... این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند .... و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند ... یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ ... ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟ ... فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا ... این مصیبت از تصور فراتر است ... هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى ... این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است ... علیكَ مولای السلامْ ... ای مولای من سلام بر تو ... إلیكَ آتٍ سَیِّدی ... الأربَعینُ مَوْعِدِی ... مولایم، به سوی تو رهسپارم..... میعاد ما اربعین است ... ذِكراكَ أحلى خاطِرَة ... یاد تو شیرین‌ترین خاطره است ... جابرُ قدْ جاءَ معی ... یَأخُذُنی للمَصرعِ ... جابر با من آمده است.... و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند ... عندكَ یا مولایَ المُنى ... مولای من! آرزوهایم نزد توست ... ظُلْمَةُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا ... تاریکی روحم به روشنی می گراید ... كُلُّ وُجُودی لكَ انحَنى ... تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند ... مَوْلای مَوْلای السَلامْ ... سلام ای مولای من
  1. اینجا دریایی از اشک  برای اربعین و کربلا موج میزند ... هرکس حالم را درک میکند و اربعینش را کربلاست ... وقتی بوی متفاوتی از خاک را حس کرد ... دعایم کند ... 
  2. این نوا منو دیوونم کرده ... با کیفیت بالا تر دانلودش کنید = لینک دانلود
عشق حرم
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 26 شهریور 1392ساعت 17:26
عکس حرم
میره از وسط بین الحرمین زنگ میزنه ، دیگه فکر دل ما رو نمیکنه ...
بدجور هوای حرم این روزا داغونم کرده ...
یه آدم چقد صبر داره ...
کاش که نمی رسیدیم ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 5 شهریور 1392ساعت 05:06
دفترم,راه برگشت
کل روز فعالیت کرده بودیم و خسته و کوفته واسه برگشت سوار ماشین شدیم.فکر میکردم بازم مثل راهِ رفت که فقط میگفتیم و میخندیدیم الان هم لابد همونجوری میشه؛غروب بود ...جمعه بود... نمیدونم چیشد ولی علیرضا با اون صدای آرومو دلنشینش شروع کرد به خوندن؛همون بیت اول رو که خوند همه هوایی شدن. اسم امام زمان حال همه رو عوض کرد. دلم از مدت ها پیش گرفته بود؛ شاید واسه همینم باشه که یه وقتایی ناخودآگاه و بی اختیار اشک میریزم،وقتی بدونی برای چندمین بار موقعیتی واسه رفتن به مشهد جورشده ولی بازم فقط تویی که نمیتونی بری آتیش به جونت میزنه ... فکر کردن به این که چرا آقا نمیخواد پا تو شهرش بذاری و تاکی باید منتظر جوابش باشی داغون میکنه آدمو . محمد هم خیلی خوب خوند.صدای گریه های بچه ها مخصوصا محمدامین منو به خودم آورد که تنها من نیستم که دلم گرفته.گریه های من همیشه بیصداست در حالی که اون از ته دل گریه میکرد.خوش به حالش که این قدرتو داره تا خودشو راحت خالی کنه.شایدم واسه همینه که همیشه آرومه، چقدر دلم میخواست این فضا تا صبح ادامه داشت ولی حیــف که رسیدیم و رسیدیم ... کاش که نمیرسیدیم
مردان سنگی
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 14 مرداد 1392ساعت 06:12
مرد که گریه نمیکنه
پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.
در زمین بازی پسرها یاد می‌گیرند جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی‌تر می‌شود. در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.
چرا مردان منفجر می‌شوند؟
اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی می‌شوند ، اما خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند اگر کمی به احساسات‌شان بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود.

+قسمتی از یه مقاله بود...
+فقط ده روز دیگه به کنکور مونده ...
+هنوز به خیلی از کامنت های خصوصی جواب ندادم ...سعی میکنم زودتر بیام...
 

 

ng',di

دلگویه