تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر امام حسین

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 25 دی 1393ساعت 12:11
حاج محمود کریمی

الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را / بده از جام مشتاقی شرابی مرد افکن را / بریز از گوشه‌ی صهبا شرابی از خم بالا / که با یک جرعه‌اش از پا بیاندازد تهمتن را / تو خورشیدی و من کورم تو نزدیکی و من دورم / بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را / چو چشم خویش وا کردم هوای کربلا کردم / به گوشم با اذان گفتند تکلیف معین را / خدا را شکر یا مولا شده تقسیم بین ما / ز تو منت گزاری  و زمن منت کشیدن را / من بیچاره مدیون امیرالمومنین هستم / دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم / بسم الله روح البقا / بسم الله شیرین لقا / بسم الله شمس الضحی / بسم الله عین الیقین / این کیست این ، این کیست این / این عشق طوفانیست این / این ذکر ربانیست این / این گوهر جانیست این / جان جانانیست این / آیات قرآنیست این / بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا / ای ساکن کرب و بلا / یابن امیرالمومنین
بی تو دنیا معنا نداره
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 19 دی 1393ساعت 01:56
حاج محمود کریمی - محمود کریمی - مداحی

بی تو خشکم خاکم خرابم / بی تو هیچم سردم سرابم / باتو خوبم خیرم ثوابم / بی تو آهم دردم عذابم / بی تو خرابم / مولانا حسین / بی تو دنیا معنا نداره / بی تو عالم آقا نداره / آقا هرکس بی تو بمونه / عشق و دین و دنیا نداره / آقا نداره / مولانا حسین / باتو شورم سوزم گدازم / باتو معنا داره نمازم / آقا هرجا تنها شدم من / باتو گفتم راز و نیازم / من غیر تو کسی ندارم / مولانا حسین
خوشحال از این جوانی از دست داده‌ایم
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 4 دی 1393ساعت 09:34
نبض حرم
این روزها که علاقه خاصی به عکاسی از تصایر روی سنگ قبرها پیدا کرده ام ، گاهی فکر میکنم که واقعاً قرار است قلب آدمی تا کی بتپد؟ چه‌قدر معمولی شده است مرگ آدم‌ها برای آدم‌ها . میترسم از روزی که اگر زنده باشم، ولی قرار نباشد مرگ یک آدم، در زنده‌گی‌م رد پایی از خودش به جا بگذارد و با خیالی آسوده از کنارش بگذرم. مثل کارگردان تئاتری که هر روز پرده‌ی پایان نمایش‌نامه‌های دیگران را می‌بیند ، و دلش را خوش کرده است به نمایش‌نامه‌ی خودش ، با این که میداند یک روز پرده ی او نیز کشیده خواهد شد . به گذشته ام که فکر می کنم ، از حال می روم...
  1. نمیدانم چرا این روزها یک انرژی در دلم پیداست ... یک شوق بی خودی دارم ... حالم یک جور عجیبی خوش است ... نه تولدی در کار است ... نه جشنی ... اما میخندم ... میخندانم ... با این که اربعین حرم نبوده ام ... اما از وقتی که خوابش را دیده ام ، همانند قاصدک در آسمان هایم ... و گاهی به زمین سرک میکشم ... خیلى حسین(ع) خوب است. خیلى عباس(ع) خوب است. خیلى خوب‌اند كه من حالا این‌جا هستم . باورم نمى‌شود راست‌ش.
  2. داریم با "حسین، حسین" پیر می‌شویم / خوشحال از این جوانی از دست داده‌ایم
  3. موسیقی را خیلی دوست دارم ... مخصوصا این را  ... اکثر مطالب را با همراهی این صدا مینویسم و میخوانم  ... آهنگساز:علیرضاحیدری . در قالب نیز قرار داده ام ... اگر خواستید گوش کنید بر روی آن کلیک کنید
  4. شمارش معکوس : 743
  5. فیلم ادامه مطلب را حتما نگاه کنید (خواهش میکنم)
مولای مولای السلام
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 11 آذر 1393ساعت 12:34
اربعین - دلگویه - اربعین
با اشک و غم هم رازم و... می سوزم و می سازم ... یعلم الدمع و الحزن سرّی... یحترق وجودی و أنا أصبر علیه ... می خوانمت شب تا سحر ... و أنادیک طول اللیل ... دلتنگم ای کرب و بلا ... در اربعین دیدار ما ... یا کربلاء! لقد ضاق صدری... موعدنا فی یوم الأربعین ... باعاشقان روی حسین ... مع عشّاق الحسین ... با زائران کوی حسین ... مع زائری مقام الحسین ... می آیم آخر سوی حسین ... سآتی إلی الحسین أخیرا ... لبیک یا مولا یا حسین ... شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى ... دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد ... لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَة ... چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است ... أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی ... و دَكَّ نَوْحِی مَسْمَعِی ... اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد ... إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی! ... هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید ... نارُ اشتیاقی، كمْ تَصْطَلِی! ... ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری! ... لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟ ... آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟ مولای مولای السلام ... سلام ای مولای من ... هُنَا الأَسى كُلُّ الأَسى ...هُنَا الصِغارُ و النِسَا ... اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست.. اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند ... هُنَا النُجومُ الزَاهِرَةْ ... اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند ... مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ ... تَدعو إلى التَّفَجُّعِ ... این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند .... و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند ... یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ ... ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟ ... فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا ... این مصیبت از تصور فراتر است ... هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى ... این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است ... علیكَ مولای السلامْ ... ای مولای من سلام بر تو ... إلیكَ آتٍ سَیِّدی ... الأربَعینُ مَوْعِدِی ... مولایم، به سوی تو رهسپارم..... میعاد ما اربعین است ... ذِكراكَ أحلى خاطِرَة ... یاد تو شیرین‌ترین خاطره است ... جابرُ قدْ جاءَ معی ... یَأخُذُنی للمَصرعِ ... جابر با من آمده است.... و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند ... عندكَ یا مولایَ المُنى ... مولای من! آرزوهایم نزد توست ... ظُلْمَةُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا ... تاریکی روحم به روشنی می گراید ... كُلُّ وُجُودی لكَ انحَنى ... تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند ... مَوْلای مَوْلای السَلامْ ... سلام ای مولای من
  1. اینجا دریایی از اشک  برای اربعین و کربلا موج میزند ... هرکس حالم را درک میکند و اربعینش را کربلاست ... وقتی بوی متفاوتی از خاک را حس کرد ... دعایم کند ... 
  2. این نوا منو دیوونم کرده ... با کیفیت بالا تر دانلودش کنید = لینک دانلود
دوست داشتم گریه کنم
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 27 آبان 1393ساعت 03:57
عکس کربلا
دیروز صبح توی اداره ، از این اتاق به آن اتاق که می‌شدم ، دوست داشتم گوشه ای بنشینم و گریه کنم ... دیروز توی پیاده‌رو دنبال مطب دکتر مصطفی که بودم ، دوست داشتم گریه کنم ... دیروز توی ایستگاه تاکسی  که تلفنی با حسین صحبت میکردم و آدم‌ها و ماشین‌ها را نگاه می‌کردم ، دوست داشتم بیافتم و گریه کنم ... دیروز وقتی خواب تورا دیده بودم که دریا شده ای و من باران ... این که نمیدانستم تو از منی یا من از تو ... این که باید ذره ذره شوم تا به تو برسم ... دوست داشتم گریه کنم ...!!! دیروز که گوشه ای از گلزار بودم و زیر لب زمزمه میکردم: لیست زائرا دست کیه ... هی خط می خورند چه سِرّیه ... فقط دوست داشتم زار زار گریه کنم


1+ دوباره اسمم خط خورد ... اما امیدم نه ...  2+ التماس دعای شدید - 3+ با این مداحی کلی خاطره دارم ...
عاشورای دنیایی
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 23 آبان 1392ساعت 12:05
زنجیر زنی
1+ امروز سرشار از لذت بودم ... نمیدانم چگونه توصیف کنم ... زیبا شده بودند دختران شهر ما ... دخترانی که با لوازم آرایششان چهره ی خود را آنچنان تغییر داده بودند تا نامحرم نشناسدشان ... تا این عزاداری را به حساب ریا نگذارند فرشته هایی که از خوب و بد زندگیاشان مینویسند ... و چقدر دیدنی تر بودند پسرانی که در دسته های عزاداری عاشقانه زنجیر و طبل و سنج میزدند ، طوری که دهان دختران ، همه باز میماند ... امروز عاشقان زیادی دیدم ... مجنون هایی که به عشق امام حسین پیراهن مشکی به تن داشته و برای خودشان یک ایستگاه صلواتی راه انداخته بودند ، و با دست هایی پر از شماره تلفن به سوی دختران زیبا روی رفته تا شاید بتوانند به شیوه جدیدی هدایت کنند آنان را . گاهی هم دختران و پسرانی به چشم میخوردند که دست در دست هم میگذاشتند و به سمت خلوتگاهی میگشتند  ... راستی امروز بر سر علم هم دعوا شده بود ... میخواست برای دوست دخترش یک حرکت نمایشی مخصوص برود ... 
2+ نماز جماعت را خواندیم و همین که از مسجد بیرون آمدیم احساس کردیم اینجا بهشت است و آنان هم حوریان بهشتی که در جلویمان آماده خدمات رسانی هستند (یکی از حرف های تلخی که از زبان دوستان به صورت طنز گفته میشد)
3+ میگفت صبح تا شب را در ایستگاه بوده و تکان نخورده و فقط به مردم چای و شربت میداده ... گفتم نماز چی؟؟ خواندی؟؟ در جوابش مسخره ام کرد و گفت ... [بماند اصلا]
4+ وقتی هنوز از دو نوبت قبل نماز خودش را نخوانده دنبال زنجیر برای عزاداری امام حسین میگردد ، خدایی از چه و با چه زبانی باید بنویسم و چگونه گله کنم از مردمان پر مدعای شهر ... کاش میشد بدون سانسور و بدون محدودیت نوشت ...
5+ یا امام زمان ، میبینی؟؟؟ ... اینجا از کوفه نیز بدتر است ... این مردم فقط ادعا میکنند ...
6+ خودم شاید از همه بدتر باشم ... امام زمان مرا ببخشد ...
7+ خدا را شکر که جنةالحسین فرصتی بود برای اخلاص ...
 

 

ng',di

دلگویه