دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
یک نظر طلایی
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 20 مهر 1392ساعت 21:50
نظر طلایی
برادرم چند وقتی بود دنبال کار میگشت.چند تا کار هم پیدا کرد اما گرفتنش به کارگری و خیلی اذیت شد...به هرکی تونستیم رو انداختیم...افاقه نکرد . عموم یه کاری براش پیدا کرد و بهمون زنگ زد...فرداش برادرم رفت اونجا...اونقدر محیطش و آدماش بد بودن که گذاشته دررفته بیاد خونه...میگفت قیافه آدماش مثل آدمای فیلم فرار از آبسولوم بود....یعنی تا این حد بد.  توی جاده که داشته می اومده یه ماشینی سوارش میکنه که بیارتش شهر...باهم حرف میزنن و تا میفهمه برادرم دنبال کار میگرده سر ماشینو کج میکنه با هم میرن یه کارخونه جدیدا تاسیس...خیلی تمیز و شیک... تازه اونجا باهاش حرف میزنن و میگن با لیسانس استخدامش میکنن نه با دیپلم...الان همه خوشحالیم . به چه آدمایی رو انداختیم دوست و دشمن...ازبرادر نماینده مجلس تا صاحبان شرکتها و کارخونه های خصوصی...خدارو شکر بدون منت کسی فقط به کمک خدای قادر مساله حل شد...فقط توی ساعت مناسب توی جای مناسب بود همین و اینجاست که لطیفه های الهی رو میشه عینا لمس کرد

1+یه وقتایی نظرای جالبی واسم میدین که بدجور شادم میکنه ...
4+فقط 24 روز تا ماه محرم ... اینجا برای سینه زدن جایمان کم است.... باشد قرار و وعده ی ما "جنة الحسین(ع)"...

مسیر
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 16 مهر 1392ساعت 11:48
مسیر
نه میشه بیخیال بود و نه میشه خودمو درگیرش کنم .یه سری دنبال یه راه چاره میگردنو یه سری هم جز نا امید کردن کار دیگه ای بلد نیستن .این وسط یه افرادی هم هستن که فقط میگن اشکال نداره .درحالی که هیچکدومشون از آینده ای که برام در نظر گرفته شده خبر ندارن .راه واسه رسیدن زیاده و مهم اینه که از کدوم راه به سلامت به مقصد برسم .همش تو فکر این راهم .راهی که بعدا از انتخابش پشیمون نشم . راهی که اگه سر از یه پرتگاهی در آورد یکی باشه دستمو بگیره.بعضی از راه ها بن بسته و به جایی ختم نمیشه . بعضی از راه ها هم پستی و بلندی و سنگ زیاده داره و منم که کفشی با اراده آهنین پام نکردمو مطمئنا تو این راه آسیب میبینم . یه راه هست که اولش نوشته  صبر و توکل به خدا  و یه راه دیگه هم که سیم خاردار زده و جلوش نوشته جاده در دست تعمیر و معلوم نیست کی بتونه خواسته هامو برآورده کنه . خدایی موندم کدوم راهو باید انتخاب کنم .فعلا تو چهار راهی که فقط راه صبر و توکلش نظرمو جلب کرده گیر کردمو منتظر وایسادم .منتظر وایسادم چون نمیدونم صبرم باید تا کی ادامه داشته باشه .از اون طرف هر لحظه ممکنه این سیم خاردار ها رو بردارنو من دوباره از غافله عقب بمونم .از راه های خراب و فرعی هم شاید بشه به اونجایی که میخوام رسید ولی تا بهش فکر میکنم دست و پام میلرزه .میترسم از این که کاری کنمو خدای خودمو برنجونم ... خداکنه مسیرم رو به صعود باشه نه سقوط...
+خدایا حرف که باهات زیاد دارم ... ولی روی حرف زدن ندارم ...
نماهنگ امام رضا
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 13 مهر 1392ساعت 02:26


+خدارو شکر میکنم که بالاخره تونستم منتشر کنم این کلیپو...
+شرمنده اگه به خاطر مشکلات و کمبود وقت خیلی طول کشیدو خیلی حرفه ای نتونستم بسازمش ...
+مجبور شدم کیفیت فیلمو خیلی پایین بیارم .

+برای دانلود از لینک رو به رو اقدام کنید
 
+و من همچنان نمیتونم وارد دانشگاه بشم ... آه
 
شکارم کنید...
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 10 مهر 1392ساعت 06:22

شکارچی بیا
و مرا نیز شکار کن
شاید دوباره ضامنه کسی شود
امام رضا...

+ خیلی سخته آدم کنکورشو با یه نتیجه خیلی خوب قبول بشه ولی اجازه ثبت نام نداشته باشه .
+ باید دوباره کنکور بدم ... یعنی یه سال دیگه هم الکی گذشت... حالم چندان خوشایند نیست .
نتیجه کنکور من
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 3 مهر 1392ساعت 17:43
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/shakhsi/natijekonkor.jpg

عنوان رشته قبولی و نام دانشگاه : متالورژی ریخته گری -اموزشكده فنی وحرفه ای پسران شماره دوساری
دوستانی که به سوالاتشون جوات ندادم لطف کنن ایمیلشونو برام بذارن یا اگه ایمیلمو دارن بهم ایمیل بزنن
شکلات شهر شام
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 30 شهریور 1392ساعت 07:01
دفترم . شکلات شهر شام
1+  در ادامه مطلب قرار دادم
عشق حرم
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 26 شهریور 1392ساعت 17:26
عکس حرم
میره از وسط بین الحرمین زنگ میزنه ، دیگه فکر دل ما رو نمیکنه ...
بدجور هوای حرم این روزا داغونم کرده ...
یه آدم چقد صبر داره ...
هر شب عشق
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 18 شهریور 1392ساعت 01:14

شبانه عاشقی
یه شبایی رو هوس میکنم با خودم عاشقی کنم ، واسه همین چراغا رو خاموش میکنم و میرم لب پنجره اتاقم میشیم ، اگه آسمونش هم پر ستاره باشه که عالیه ... تکیه میدم به دیوارو پاهامو رو طاق دراز میکنم . به باغی که دقیقا جلوی اتاقمه خیره میشم ؛باغی که پشت دیوار های خونمونه و توش پر از گیاه و خوردنی هاست ... هرچند همه جا رو تاریکی در خودش بلعیده ولی مهتاب از اون بالا کمی روشن کرده زمینو ... هندزفری رو میذارم تو گوشمو آهنگ های سامی یوسف که بینهایت دوسش دارمو گوش میدم . مخصوصا این آهنگشو  که حتی اگه ساعت ها بهش  گوش بدم باز هم قانع نمیشم ، وقتی همه جا تاریکه تاریک باشه و این صدا با تموم قدرت تو گوشت پخش بشه خیلی آرامش میده به آدم . درسته که فارسی نمیخونه ولی صدای زیبایی داره و با ریتم خاصی هم داره پروردگارشو صدا میزنه که بهم انرژی میده... هر از گاهی هم یه نسیمی میادو میخوره به صورت که خوابو از آدم دور میکنه... اینجاست که تازه سرمو از درخت انجیری که شاخو برگش دقیقا جلوی صورتمه و کم مونده از پنجره بیاد تو اتاقم ، بر میگردونمو  غرق در زیبایی ماه و ستاره های آسمون میشم... اونقدر زیباست که انگار خدا این بالا نقاشی شده...  گاهی هم تا صبح بیدارمو منتظر طلوعی میشم که از پشت درخت های روبه روی من خودشو نشون میده ...

1+دانلود Download | دانلود با لینک مستقیم و کیفیت بالا
2+ تا حالا فقط یه بار خوابم برده و نزدیک بود از این بالا پرت شم پایین
3+ خدایا هزار مرتبه شکرت ...
شکر خدا
در انتظار جواب...
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 9 شهریور 1392ساعت 03:50
زیر باران
صدا میکنم...
 تا ببینی مرا...
گره میزنم نگاه خودم را به لب های تو ...
تکانش بده...
که این انتظار...
میکُشد آخر مرا...

فال حافظ
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 7 شهریور 1392ساعت 02:27
فال حافظ
یکی از دشوار ترین روزهای زندگیم را امروز سپری کردم. گیج بودم از آینده ای که نمیدانستم چه میشود. با دلی پر از دلشوره و با نگاهی ترسان به سوی خیابان ها قدم نهادم. هم پشیمان بودم و هم گیج که خدایا چرا و چگونه؟؟؟ آیا این هم خود حکمتی دارد یا باز هم قرار است تکرار شود روزگار تلخی که قرا بود فراموشش کنم؟؟!!! همیشه از سر پیچ با سرعت و بی توجه عبور میکردم. اما این بار نگاهم به مرد کهن سالی که گوشه خیابان و با قفس دو پرنده زیبا که در دست داشت و بسته ای از کاغذ های رنگین که جلویشان بود افتاد. به فال حافظی که از گوشه خیابان و اینگونه تهیه کنم زیاد اعتقاد نداشتم و هنوز هم ندارم اما دل را به دریا زدم و برای اولین بار با جان و دل یک فال از او گرفتم .
1+ متن فال در ادامه مطلب
2+ آیا عاقبت من نیز دقیقا همین میشود یا چیزی کاملا متفاوت با این است
3+ دیشب خبردار شدم دقیقا همان خوابی که دیده بودم تعبیر شده،کارم به شدت سختتر شده
4+ خدایا تورا شکر به خاطر تمام لحظه به لحظه زندگیمان ... به امید خودت



( تعداد کل صفحات: 5 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]




 

 

ng',di

دلگویه