تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر شعر

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
پر از ستاره
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 31 تیر 1395ساعت 18:03
عکس نوشته

بیا به خلوت تنهایی شبانه من
که آسمان دلت را پر از ستاره کنم
شاعر : سرکار خانوم زینب سادات محمدی

+پست زماندار

عکس ماه تو
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 1 تیر 1395ساعت 11:59
عکس نوشته

روز اول که برکه پیدا شد
تنگ ماهی در اضطراب افتاد
چون که ماهی از این و آن بشنید
عکس ماهت درون آب افتاد
.
شعر از دوست خوبم سرکار خانوم فاطمه قمری
( هفدهم ماه رمضان ، تولدتون به سال قمری مبارک باشه)
.
پ‌ن : هوایی رو که تو نفس میکشی ... دارم راه میرم بغل میکنم ...
پ‌ن۲ : دلم گرفته .. دلم از عالم و آدم گرفته ... بده پناهم ، نوکرت بهونه ی حرم گرفته
لبخندی یر روی زخم های کهنه
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 14 خرداد 1395ساعت 06:22
لبخند خون

او سالهاست رفته و من عاشم هنوز
از عاشقان مرده جنون سر نمی زند
دردی عمیق دارم و لبخند  می زنم
از زخم های کهنه که خون سر نمی زند

شاعر : ریحان ابراهیم زادگان  ... لینک تلگرام ... لینک اینستاگرام
طراحی : عطر گلاب
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 26 مهر 1393ساعت 01:42
ظاهر پرست

یکی تو وبلاگ بچه های جنت فریدونکنار واسمون نظر گذاشته بود "جالبه که هنوز کفن دوستتون خشک نشده ، ولی واسه خوش گذرونی میرید عید دیدنی" . خیلی از این حرف ناراحت شدم ... خیلی دلم میخواست واسه اون نظر یه نظر بذارمو حرفایی که با بغض ته گلوم گیر کرده رو به زبون بیارم ولی ... حیف که خیلی جاها اجازه نداریم یه سری حرفها رو بزنیم ... مثل جلسه چند شب پیش که خیلی حرفها واسه گفتن داشتمو سکوت کردم ... اول از همه از دست خودم ناراحت شدم ... به عنوان کوچیکترین عنصر از بچه های جنت فریدونکنار ، که داشتم از بچه ها عکس میگرفتم باید از شب قبلش برنامه ریزی میکردم که اگه هم دیر رسیدم حداقل یه عکس از دوستای از دست رفتمون آماده کنار بذارم تا همراهمون باشه که به صورت نمادین نشون بدیم این دسته از دوستامون هم همراهمون هستن ... و باز هم به صورت نمادین عکس گرفته بشه تا برای آیندگان بمونه و بگیم که وفاداریم ... ولی هرچی به این فکر کردم که چطور میشد از فاتحه هایی که چه تو دلمون و چه دسته جمعی براشون خوندیم ، یا از دل پر بچه ها واسه جای خالی محمد صادق عکس بگیرم هیچ چیزی به عقل ناقص من نرسید ... از خودم که بگذرم ... بیشتر دلم از این مردم ظاهر پرست گرفته ... به یاد یکی از اشعار حافظ می افتم ... چندتا مصراع بیشتر ازش حفظ نبودم که همونارو زیر لب زمزمه میکنمو خودمو آروم میکنم ... ولی وقتی به یاد قبر اصغر میافتم ... که به ربع ساعت هم نکشید دیدم هیچکس حتی واسه  ... (و باز هم حرف هایی که نمشود نوشت)
1+ به اون نظر ربطی نداره ... اما دل ، خونه ...  2+ آخرین باری که راجب یکی از اشعار حافظ مطلب گذاشتم تو پست " فال حافظ " بود 3+ شعر حافظ که بهش اشاره کردم رو از اینجا بخونید (جالبه)

شعری زیبا برای محمد صادق نجاریان
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 22 مهر 1393ساعت 15:53
محمد صادق نجاریانخوش به حال جوونی که ، عمرش گذشت به شور و شین
همه جا زیر عکسشه ، نوشته خادم الحسین
خوش به حال بابایی که ، دو تا جوون داده ولی
یه یاد اکبر حسین ، ذکر لباش علی علی
ما که همیشه عاشقیم ، همه محمد صادقیم...
... همه محمد صادقیم ...
خوش به حال خواهری که ، همیشه در تاب و تبه
ولی روی لباش همش ، اسم قشنگ زینبه
خوش به حال مادری که ، تو مصیبت هم باحیاست
چادر خاکی رو سرش ، ذکر لباش یا زهراست
مادر ایشالله لایقیم ، برات محمد صادقیم ...
... برات محمد صادقیم ...
خوش به حال همسری که ، راضیه به حکم خدا
اقتدا میکنه حالا ، به همسران شهدا
سر مزار عزیزش ، می خونه روضه وداع
دلو سپرده دست شاه ، شاه شهید کربلا
شهید دریایی شدی ، سکوت غوغایی شدی
از جمع ما رفتی داداش ، یه عکس رویایی شدی
محمدم پاشو ببین ، بوی محرم رسیده
نیستی ببینی که تو شهر ، چه عطر و بویی پیچیده
بهونه شدی برای ما ، سینه زدیم با بچه ها
ایشالله یه روز به یاد تو ، دست جمعی تو کربلا
بگید به شاه عالمین ، ارباب آقا ارباب آقا
به حق اکبر خودت ، نوکرتو دریاب آقا
پاشو ببین بابات داره ، از مصیبت دق میکنه
مادرت از بس گریه کرد ، تو گریه هق هق میکنه
بیا میخوایم با هم دیگه ، دوباره هیئت بگیریم
پیرهن مشکی بپوشیم ، بیا میخوایم دم بگیریم :
ای اهل حرم میر و علم دار نیامد
صقای حسین سید و سالار نیامد

+ چقدر موقع نوشتن این شعر گریه کردم ... خدا رحمتت کنه دوست خوبم ... خدا رحمتت کنه
+ به شخصه باید بگم که دست بوس آقای سیفی هستم ... دستتون درد نکنه واقعا
+ برای نظرات ، به پست  بچه های جنت عزادار شد مراجعه کنید
هوای سرد
نوشته شده توسط عطرگلاب در یکشنبه 26 آبان 1392ساعت 00:01
سرما
با هوای تو تنم میلرزد
روزگارم سرد است
من تو را میخواهم
اما
با تو بودن
سخت است
عصر محرم
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 16 آبان 1392ساعت 15:34
محرم
باز باران بارید...
و در این غم
در این عصر محرم
زیر بیرق
توی هیئت
حس تنهایی من نابود شد
در انتظار جواب...
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 9 شهریور 1392ساعت 03:50
زیر باران
صدا میکنم...
 تا ببینی مرا...
گره میزنم نگاه خودم را به لب های تو ...
تکانش بده...
که این انتظار...
میکُشد آخر مرا...

فال حافظ
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 7 شهریور 1392ساعت 02:27
فال حافظ
یکی از دشوار ترین روزهای زندگیم را امروز سپری کردم. گیج بودم از آینده ای که نمیدانستم چه میشود. با دلی پر از دلشوره و با نگاهی ترسان به سوی خیابان ها قدم نهادم. هم پشیمان بودم و هم گیج که خدایا چرا و چگونه؟؟؟ آیا این هم خود حکمتی دارد یا باز هم قرار است تکرار شود روزگار تلخی که قرا بود فراموشش کنم؟؟!!! همیشه از سر پیچ با سرعت و بی توجه عبور میکردم. اما این بار نگاهم به مرد کهن سالی که گوشه خیابان و با قفس دو پرنده زیبا که در دست داشت و بسته ای از کاغذ های رنگین که جلویشان بود افتاد. به فال حافظی که از گوشه خیابان و اینگونه تهیه کنم زیاد اعتقاد نداشتم و هنوز هم ندارم اما دل را به دریا زدم و برای اولین بار با جان و دل یک فال از او گرفتم .
1+ متن فال در ادامه مطلب
2+ آیا عاقبت من نیز دقیقا همین میشود یا چیزی کاملا متفاوت با این است
3+ دیشب خبردار شدم دقیقا همان خوابی که دیده بودم تعبیر شده،کارم به شدت سختتر شده
4+ خدایا تورا شکر به خاطر تمام لحظه به لحظه زندگیمان ... به امید خودت



( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

 

ng',di

دلگویه