تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر شعر محمد صادق نجاریان

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
گلی رقت و گلستان زرد گشته
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 7 آذر 1393ساعت 09:20

محمد صادق نجاریانگلی رقت و گلستان زرد گشته ... ودریا طعمه ی یک مرد گشته
همان خوبی که با ما مهربان بود ... همان مردی که می گویم جوان بود
جوانی که سراپا نازنین بود ... میان جمع ما از بهترین بود
دلش همواره با رب جلی بود ... به لب هایش همیشه یا علی بود
چه مظلومیتی بین سخن داشت ... نشانی از امام خود حسن داشت
لباسش خلعت سبز خمینی ... دلش مجنون آهنگ حسینی
غلام مسجدی با نام صادق ... که نامش هم ردیف نام صادق
رفیق نازنین و خوب ما رفت ... به دریا زد و تا عرش خدا رفت
دعا میخواند قبل از عیدقربان ... خودم دیدم که میگفت یاحسین جان
و وقتی روضه خوان از یاس می گفت ... محمد ذکر یا عباس می گفت
همینجا کرد گریه بر مدینه ... چه شب هایی همینجا زد به سینه
چو دریا یک برادر زو گرفته ... دلش با یاد سقا خو گرفته
پدر گوید چرا رفتی پسرجان ... نرو با رفتنت قلبم نلرزان
چو روح الله بر قلبم چه غم کرد ... که دریا رخت مشکی برتنم کرد
بسیجی دلاور یار زهرا ... زدی چندین گره بر کار بابا
امید خواهران برگرد برگرد ... به زینب ای جوان برگرد برگرد
ببین طاقت ندارد زانوانم ... بدون تو پسر من ناتوانم
خدارا شکر پاکی نورعینم ... کمی حس کردم ازداغ حسینم
که ارباب من و تو گشت مضطر ... نشست و خواند پیش نعش اکبر
جوانان بنی هاشم بیایید ... ... ...

  1. شاعر: ابولقاسم سیفی
  2. شام وداع با محمد صادق نجاریان
  3. بچه های جنت ... هیئت امام حسین
شعری زیبا برای محمد صادق نجاریان
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 22 مهر 1393ساعت 16:53
محمد صادق نجاریانخوش به حال جوونی که ، عمرش گذشت به شور و شین
همه جا زیر عکسشه ، نوشته خادم الحسین
خوش به حال بابایی که ، دو تا جوون داده ولی
یه یاد اکبر حسین ، ذکر لباش علی علی
ما که همیشه عاشقیم ، همه محمد صادقیم...
... همه محمد صادقیم ...
خوش به حال خواهری که ، همیشه در تاب و تبه
ولی روی لباش همش ، اسم قشنگ زینبه
خوش به حال مادری که ، تو مصیبت هم باحیاست
چادر خاکی رو سرش ، ذکر لباش یا زهراست
مادر ایشالله لایقیم ، برات محمد صادقیم ...
... برات محمد صادقیم ...
خوش به حال همسری که ، راضیه به حکم خدا
اقتدا میکنه حالا ، به همسران شهدا
سر مزار عزیزش ، می خونه روضه وداع
دلو سپرده دست شاه ، شاه شهید کربلا
شهید دریایی شدی ، سکوت غوغایی شدی
از جمع ما رفتی داداش ، یه عکس رویایی شدی
محمدم پاشو ببین ، بوی محرم رسیده
نیستی ببینی که تو شهر ، چه عطر و بویی پیچیده
بهونه شدی برای ما ، سینه زدیم با بچه ها
ایشالله یه روز به یاد تو ، دست جمعی تو کربلا
بگید به شاه عالمین ، ارباب آقا ارباب آقا
به حق اکبر خودت ، نوکرتو دریاب آقا
پاشو ببین بابات داره ، از مصیبت دق میکنه
مادرت از بس گریه کرد ، تو گریه هق هق میکنه
بیا میخوایم با هم دیگه ، دوباره هیئت بگیریم
پیرهن مشکی بپوشیم ، بیا میخوایم دم بگیریم :
ای اهل حرم میر و علم دار نیامد
صقای حسین سید و سالار نیامد

+ چقدر موقع نوشتن این شعر گریه کردم ... خدا رحمتت کنه دوست خوبم ... خدا رحمتت کنه
+ به شخصه باید بگم که دست بوس آقای سیفی هستم ... دستتون درد نکنه واقعا
+ برای نظرات ، به پست  بچه های جنت عزادار شد مراجعه کنید
 

 

ng',di

دلگویه