تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر محمد صادق نجاریان

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
سه گل فاطمی فریدونکنار
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 2 خرداد 1394ساعت 05:59
کربلایی حسین فلاحتی
سه گل فاطمی فریدونکنار

  1. خوشا به حال خادمین الحسین ... که حتی وفاتشان را عید میدانند ... گریه
  2. درگذشت کربلایی حسین فلاحتی رو به همه دوستام تسلیت میگم ...ناراحت
  3. خدایا ، ... 
به یاد آخرین وداع با محمد صادق نجاریان
نوشته شده توسط عطرگلاب در چهارشنبه 5 فروردین 1394ساعت 04:00
[http://www.aparat.com/v/Cr1xQ]

نوشته خادم الحسین
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 13 آذر 1393ساعت 17:04
محمد صادق نجاریان - سنگ قبر
کل قبر های این گلزار به زیر پاهایم حرکت میکنند ... به دقت نگاه میکنم ... برخی عکس دارند ... برخی ندارند ... برخی تمیزند ... و برخی مدتهاست دستی به روی آنها کشیده نشده ... بعضی از آنها شعر دارند و بعضی فقط چند خطی از وصیت ... اما چیزی که برایم از هر چیز دیگر جالب تر بود ... این است که از این همه انسان خفته در گلزار ... تنها فقط روی قبر تو نوشته اند "خادم الحسین" محمد صادق نجاریان
  1. قبر محسن تورانداز را هم خوب به یاد دارم ... قبل این که گلزارشهدای شهر را  زیر و رو کنند ، همیشه پرچم تبرک شده هیئت بالای سرش بود ... یک خادم الحسین بی نشان نمی ماند
  2. خوش به حال جوونی که عمرش گذشت به شور و شین ... همه جا زیر عکسشه ، نوشته خادم الحسین
دیوار ...
نوشته شده توسط عطرگلاب در یکشنبه 9 آذر 1393ساعت 12:27
محمد صادق نجاریان
تمام عکس هایم را از دیوار برداشته ام ... خواستم بشکنم یا حداقل جایی دور آن را گم کنم  ... اما مادرم با خودش نمیتواند کنار بیاید که این تک پسر دردانه اش که تا یک ماه دیگر انشالله راهی میشود تا مردم شهر برای مدتی از شرش خلاص شوند ، چه فکر و خیالاتی در سرش دارد ... یک پارچه ای را به دور عکسم پیچیده و در کمد اتاق پنهان کرده که خدایی ناکرده حرف هایم حقیقت نشود ... و حالا من مانده ام و این دیوار سفید و خالی از همه ... میخواهم دور تا دور این اتاق را  پر از داشته هایم کنم ... میخواهم دیوار را پر کنم از کسانی که عاشقشان هستم ... میخواهم این مدتی که هستم بیشتر داشته هایم را ببینم ... میخواهم بیشتر کسانی که برایم مادری کردند را ببینم ... می خواهم کسانی که برایم پدری و کسانی که برایم برادر و خواهر هم بودند را هم در دیوار اتاقم جای دهم ... میخواهم کل این اتاق را از محمد پر کنم ... از محسن ... از اصغر ... از حسن ... نرگس ... از مهدیه و مهدیار ...  از دایی شهیدم ... خانواده ام ... از آقای رحمانی که پاک ترین تجربیات زندگی خود را با او سپری کردم ... و از هر چیز و کسی که بگوید من تنها نیستم ... میخواهم اتاقم بوی عاشقانه ها دهد ... شهید آوینی ... شهید قربانی ...
  1. و چقدر جا دارد برای این عکس گریه کنی ... اینجا
  2. یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است ... سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم ... احساس کردم صورتم آتش گرفته است ... خود را میان یک در ودیوار دیدم
گلی رقت و گلستان زرد گشته
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 7 آذر 1393ساعت 08:20

محمد صادق نجاریانگلی رقت و گلستان زرد گشته ... ودریا طعمه ی یک مرد گشته
همان خوبی که با ما مهربان بود ... همان مردی که می گویم جوان بود
جوانی که سراپا نازنین بود ... میان جمع ما از بهترین بود
دلش همواره با رب جلی بود ... به لب هایش همیشه یا علی بود
چه مظلومیتی بین سخن داشت ... نشانی از امام خود حسن داشت
لباسش خلعت سبز خمینی ... دلش مجنون آهنگ حسینی
غلام مسجدی با نام صادق ... که نامش هم ردیف نام صادق
رفیق نازنین و خوب ما رفت ... به دریا زد و تا عرش خدا رفت
دعا میخواند قبل از عیدقربان ... خودم دیدم که میگفت یاحسین جان
و وقتی روضه خوان از یاس می گفت ... محمد ذکر یا عباس می گفت
همینجا کرد گریه بر مدینه ... چه شب هایی همینجا زد به سینه
چو دریا یک برادر زو گرفته ... دلش با یاد سقا خو گرفته
پدر گوید چرا رفتی پسرجان ... نرو با رفتنت قلبم نلرزان
چو روح الله بر قلبم چه غم کرد ... که دریا رخت مشکی برتنم کرد
بسیجی دلاور یار زهرا ... زدی چندین گره بر کار بابا
امید خواهران برگرد برگرد ... به زینب ای جوان برگرد برگرد
ببین طاقت ندارد زانوانم ... بدون تو پسر من ناتوانم
خدارا شکر پاکی نورعینم ... کمی حس کردم ازداغ حسینم
که ارباب من و تو گشت مضطر ... نشست و خواند پیش نعش اکبر
جوانان بنی هاشم بیایید ... ... ...

  1. شاعر: ابولقاسم سیفی
  2. شام وداع با محمد صادق نجاریان
  3. بچه های جنت ... هیئت امام حسین
شور پایانی هیئت
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 5 آبان 1393ساعت 00:35
هیئت امام حسین فریدونکنار

بازلال اشکم با دخیل پرچم میام بسوی تو تویی اسم اعظم , ضریح تو غرق نور خدا بیرق تو آقا قبله نما دل من اسیر کرب و بلا , کرب و بلا قبله ی ما ، سعی و صفا , شیدای شب های جمعه ی حرمه قلبی که عمریه معتکفه غمه , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , واسه دل تنگم تویی که قراری خزون خزونم بهار بهاری , تویی که بهاری واسه دلم بذلر کبوتر شم تا بپرم بیامو بشینم کنج حرم , کنج حرم مونده دلم چشم ترم , چشم براه زیارت می مونه آقا ، تاجون دارم می خونم به عشق شما , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , تو راه سعادت هستیم با ولایت با امام عصریم به عشق شهادت , اهل شهادت بودیم ازلی جوونیو می دیم پای ولی یرباز غیور سیدعلی , دست خدا برسرما سیدعلی  , رهبرم میدونی شهر من دلیره چون که الگوی من حاج حسین بصیره , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا 2 , غروبا به یاد رفقا می مونم کنار شهیدان ازغصه می خونم  , نوری بوده تو چشمای شما حسینی بوده سیمای شما خالیه تو هیئت جای شما , از جمع ما رفتید و ما موندیم تنها , باعکسی که اشک چشمارو میریزه محسن و محمد صادق عزیزه , آقام آقام آقام ثارالله 3 سیدالشهدا
شاعر: ابولقاسم سیفی
1+  شور پایانی بچه های جنت در شب های محرم  2+ سخن تصویر: همیشه در یاد محمدیم ... بچه های جنت
شعری زیبا برای محمد صادق نجاریان
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 22 مهر 1393ساعت 15:53
محمد صادق نجاریانخوش به حال جوونی که ، عمرش گذشت به شور و شین
همه جا زیر عکسشه ، نوشته خادم الحسین
خوش به حال بابایی که ، دو تا جوون داده ولی
یه یاد اکبر حسین ، ذکر لباش علی علی
ما که همیشه عاشقیم ، همه محمد صادقیم...
... همه محمد صادقیم ...
خوش به حال خواهری که ، همیشه در تاب و تبه
ولی روی لباش همش ، اسم قشنگ زینبه
خوش به حال مادری که ، تو مصیبت هم باحیاست
چادر خاکی رو سرش ، ذکر لباش یا زهراست
مادر ایشالله لایقیم ، برات محمد صادقیم ...
... برات محمد صادقیم ...
خوش به حال همسری که ، راضیه به حکم خدا
اقتدا میکنه حالا ، به همسران شهدا
سر مزار عزیزش ، می خونه روضه وداع
دلو سپرده دست شاه ، شاه شهید کربلا
شهید دریایی شدی ، سکوت غوغایی شدی
از جمع ما رفتی داداش ، یه عکس رویایی شدی
محمدم پاشو ببین ، بوی محرم رسیده
نیستی ببینی که تو شهر ، چه عطر و بویی پیچیده
بهونه شدی برای ما ، سینه زدیم با بچه ها
ایشالله یه روز به یاد تو ، دست جمعی تو کربلا
بگید به شاه عالمین ، ارباب آقا ارباب آقا
به حق اکبر خودت ، نوکرتو دریاب آقا
پاشو ببین بابات داره ، از مصیبت دق میکنه
مادرت از بس گریه کرد ، تو گریه هق هق میکنه
بیا میخوایم با هم دیگه ، دوباره هیئت بگیریم
پیرهن مشکی بپوشیم ، بیا میخوایم دم بگیریم :
ای اهل حرم میر و علم دار نیامد
صقای حسین سید و سالار نیامد

+ چقدر موقع نوشتن این شعر گریه کردم ... خدا رحمتت کنه دوست خوبم ... خدا رحمتت کنه
+ به شخصه باید بگم که دست بوس آقای سیفی هستم ... دستتون درد نکنه واقعا
+ برای نظرات ، به پست  بچه های جنت عزادار شد مراجعه کنید
پیام تسلیت مقداد نجف نژاد به خانواده نجاریان + عکس
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 19 مهر 1393ساعت 12:51
مقداد نجف نژاد

متن خبر : به گزارش بچه های جنت و به نقل از کناری ها مقداد نجف نژاد نماینده مردم بابلسر و فریدونکنار در مجلس شورای اسلامی ، برای مرحوم خادم الحسین محمد صادق نجاریان فرمانده پایگاه بسیج سید الشهدا (ع) فریدونکنار به خانواده آن مرحوم پیام تسلیت فرستاد ... ادامه مطلب را دنبال کنید

برای مشاهده نظرات به پست بچه های جنت عزادار شد مراجعه کنید

بچه های جنت عزادار شد
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 15 مهر 1393ساعت 13:28
محمد صادق نجاریان

محمد صادق نجاریان

1+ خدایی هیچی واسه گفتن ندارم که بگم ... روحت شاد محمد جان ...
2+ مطالب مرتبط با داداش عزیزمون ... محمد صادق نجاریان رو از اینجا ( وبسایت بچه های جنت ) ببینید
3+ از دوستان میخوام یه فاتحه حداقل واسش بخونن ...

4+ بچه های جنت ، دلگویه ... عزادار است ...
 

 

ng',di

دلگویه