تبلیغات
دلگویه - مطالب ابر کربلا

دلگویه

فریدونکنار , دلگویه , محمد صادق نجاریان

دانلود آهنگ های شهاب حسینی , شهرستان فریدونکنار, سعید حاجی خانی ,بچه های جنت , دلنوشته ها , دفترم , دانلود آهنگ ” شهزاده ی رویا ” شهاب حسینی, آهنگ های شهاب حسینی , آهنگ های سامی یوسف , مهدی تورانداز , ,

گویشی متفاوت از دل
روزی فقط رویا...
نوشته شده توسط عطرگلاب در دوشنبه 1 آذر 1395ساعت 12:40
تسبیح - زیارت

زیارت برایمان
روزی شنیدنی بود
روزی خواندنی
روزی دیدنی
و روزی فقط رویا... فقط خاطرات شیرین ...
اما حالا لحظاتی است
که از کربلا بر گشته ام
و حس "آدم" را تجربه می کنم
زمانی که از بهشت اخراج شد
و پایان سفر کربلا من
آغاز سفر کربلای توست
آری کربلا سفری است
که آغاز و پایان ندارد
رفیقم نیمه ی راه است و من در خاک ایرانم
نوشته شده توسط عطرگلاب در شنبه 22 آبان 1395ساعت 00:18
اربعین
دورتا دورم را پر از کتاب میکنم و خودم مینشینم وسطش، میخواهم دلهره هایم رهایم کنند. منتها نمیشود . هرکلمه خیال است . خیالی که مرا به هزار کیلومتر آن‌سوتر می رساند. خیالی که مرا گرم میکند و بعد یکهو همه جا تاریک میشود . چیزی می آید و می افتد روی گرمی خیالاتم . می افتد درست میان دوست داشتنی که دارم با دست راستم هجی میکنم کف آن دست دیگرم ... من شده ام یکی در برابر سه ... آن روبه‌رو ، عکس حرم خیره نگاهم میکند ... این غافله عزم کرببلا دارد
الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 25 دی 1393ساعت 13:11
حاج محمود کریمی

الا یا ایها ساقی جوابی خواهش من را / بده از جام مشتاقی شرابی مرد افکن را / بریز از گوشه‌ی صهبا شرابی از خم بالا / که با یک جرعه‌اش از پا بیاندازد تهمتن را / تو خورشیدی و من کورم تو نزدیکی و من دورم / بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را / چو چشم خویش وا کردم هوای کربلا کردم / به گوشم با اذان گفتند تکلیف معین را / خدا را شکر یا مولا شده تقسیم بین ما / ز تو منت گزاری  و زمن منت کشیدن را / من بیچاره مدیون امیرالمومنین هستم / دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم / بسم الله روح البقا / بسم الله شیرین لقا / بسم الله شمس الضحی / بسم الله عین الیقین / این کیست این ، این کیست این / این عشق طوفانیست این / این ذکر ربانیست این / این گوهر جانیست این / جان جانانیست این / آیات قرآنیست این / بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا / ای ساکن کرب و بلا / یابن امیرالمومنین
مولای مولای السلام
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 11 آذر 1393ساعت 13:34
اربعین - دلگویه - اربعین
با اشک و غم هم رازم و... می سوزم و می سازم ... یعلم الدمع و الحزن سرّی... یحترق وجودی و أنا أصبر علیه ... می خوانمت شب تا سحر ... و أنادیک طول اللیل ... دلتنگم ای کرب و بلا ... در اربعین دیدار ما ... یا کربلاء! لقد ضاق صدری... موعدنا فی یوم الأربعین ... باعاشقان روی حسین ... مع عشّاق الحسین ... با زائران کوی حسین ... مع زائری مقام الحسین ... می آیم آخر سوی حسین ... سآتی إلی الحسین أخیرا ... لبیک یا مولا یا حسین ... شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى ... دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد ... لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَة ... چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است ... أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی ... و دَكَّ نَوْحِی مَسْمَعِی ... اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد ... إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی! ... هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید ... نارُ اشتیاقی، كمْ تَصْطَلِی! ... ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری! ... لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟ ... آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟ مولای مولای السلام ... سلام ای مولای من ... هُنَا الأَسى كُلُّ الأَسى ...هُنَا الصِغارُ و النِسَا ... اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست.. اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند ... هُنَا النُجومُ الزَاهِرَةْ ... اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند ... مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ ... تَدعو إلى التَّفَجُّعِ ... این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند .... و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند ... یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ ... ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟ ... فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا ... این مصیبت از تصور فراتر است ... هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى ... این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است ... علیكَ مولای السلامْ ... ای مولای من سلام بر تو ... إلیكَ آتٍ سَیِّدی ... الأربَعینُ مَوْعِدِی ... مولایم، به سوی تو رهسپارم..... میعاد ما اربعین است ... ذِكراكَ أحلى خاطِرَة ... یاد تو شیرین‌ترین خاطره است ... جابرُ قدْ جاءَ معی ... یَأخُذُنی للمَصرعِ ... جابر با من آمده است.... و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند ... عندكَ یا مولایَ المُنى ... مولای من! آرزوهایم نزد توست ... ظُلْمَةُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا ... تاریکی روحم به روشنی می گراید ... كُلُّ وُجُودی لكَ انحَنى ... تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند ... مَوْلای مَوْلای السَلامْ ... سلام ای مولای من
  1. اینجا دریایی از اشک  برای اربعین و کربلا موج میزند ... هرکس حالم را درک میکند و اربعینش را کربلاست ... وقتی بوی متفاوتی از خاک را حس کرد ... دعایم کند ... 
  2. این نوا منو دیوونم کرده ... با کیفیت بالا تر دانلودش کنید = لینک دانلود
دوست داشتم گریه کنم
نوشته شده توسط عطرگلاب در سه شنبه 27 آبان 1393ساعت 04:57
عکس کربلا
دیروز صبح توی اداره ، از این اتاق به آن اتاق که می‌شدم ، دوست داشتم گوشه ای بنشینم و گریه کنم ... دیروز توی پیاده‌رو دنبال مطب دکتر مصطفی که بودم ، دوست داشتم گریه کنم ... دیروز توی ایستگاه تاکسی  که تلفنی با حسین صحبت میکردم و آدم‌ها و ماشین‌ها را نگاه می‌کردم ، دوست داشتم بیافتم و گریه کنم ... دیروز وقتی خواب تورا دیده بودم که دریا شده ای و من باران ... این که نمیدانستم تو از منی یا من از تو ... این که باید ذره ذره شوم تا به تو برسم ... دوست داشتم گریه کنم ...!!! دیروز که گوشه ای از گلزار بودم و زیر لب زمزمه میکردم: لیست زائرا دست کیه ... هی خط می خورند چه سِرّیه ... فقط دوست داشتم زار زار گریه کنم


1+ دوباره اسمم خط خورد ... اما امیدم نه ...  2+ التماس دعای شدید - 3+ با این مداحی کلی خاطره دارم ...
گریم گرفته ... مثل بچه مرده ها
نوشته شده توسط عطرگلاب در جمعه 14 شهریور 1393ساعت 11:51
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/img/344.jpg


حذف شد...
از یه طرف شهادت
نوشته شده توسط عطرگلاب در پنجشنبه 1 خرداد 1393ساعت 23:03
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/406/1215986/img/216.jpg
یک طرف بحث سربازی به میان میآید و مرز و خطراتی که جان آدمی را تهدید میکند ... طرفی دیگر حرف از کربلا میشود و بمب و تروریست و  ... از طرفی هم  راهیان نور و عکسهایی که شاید روزی بارها و بارها نگاه پر از اشک ... بعضی نام ها ذهنمان را کنترل میکنند و معلوم نیست سرنوشت کدام قرعه را بر میدارد ... شهید ردانی پور ... شهید بصیر ... مهدی ... طاها ... میدانم لیاقت بعضی چیزها را ندارم ... حتی اسمشان روی سرم سنگینی میکند ... ولی گاهی تنها چیزیست که از خدا میخواهم  ... تا حداقل این موقعیت هایی که در پیش روی میبینم را سخت نگیرد و مرا راحت تر به آرزوی حقیقی ام برساند ... از  یک سری جاها بوی شهادت زیادی بینی ام را قلقلک میدهد و  بعد با کمال احترام به خودم میگویم زرشـــک زرشک شهادت لیاقت میخواهد که صد در صد تو یکی نداری...گل
1+ روز شماری ها شروع شده ... برای رسیدن ... برای ... شهریور... ان شالله  2+ به قول سید مسعود که اگه شهید نشیم باید بمیریم ... الهی مرگمون شهادت باشه ... 3+ الـهـی نـگـاهــیـــ
 

 

ng',di

دلگویه